تبليغاتX
بزرگراه.. نوکیا
 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " بزرگراه.. نوکیا " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
آرشیو تماس با ما


روایت هایی خواندنی از ژنرالی که هیچگاه سربازی نرفت

تو از اول هم همینگونه بودی!

روایت سجل:

نام:اردشیر، نام خانوادگی: قلعه نویی، نام پدر: محمد، سال تولد: 1342، شماره شناسنامه: 4431، توضیحات: پسر دوم خانواده 9 نفره در خانی آباد تهران. پدرش، محمد، راننده بیابان بود و با «وولویی» که داشت نان حلال بر سر سفره خانواده می آورد. اردشیر هفت ساله بود که خبر دادند پدرش را از دست داده و او بناچار از سن سیزده سالگی شروع به کار کردن و نان درآوردن کرد.

روایت ورود به فوتبال:

با اینکه کار می کرد اما از فوتبال غافل نبود تا جاییکه به تیم های پایه راه آهن راه یافت، اردشیر لارودی و پرویز ابوطالب در آنزمان کشفش کردند و کفشش دادند و بعدها توسط ناصر ابراهیمی به تیم بزرگسالان راه یافت. سابقه دعوت به تیم ملی جوانان در سال 1360 در کارنامه اش دیده می شود که بعد از آن بهمراه ناصر ابراهیمی به شاهین می رود که حیدری، مجد تیموری، دینورزاده، عبداللهی، فریاد شیران و صادقی از ملی پوشان آنزمان بودند. تغییر و تحولات زیاد در شاهین موجب شد قلعه نویی در 22 سالگی بعنوان کاپیتان تیم انتخاب شود. در اواسط لیگ 1366 نیز به باشگاه السد قطر پیوست.

روایت عشق به سلطان:

از قطر بازگشت و برای انتخاب تیم بدنبال آشنا پیدا کردن می گشت! عشق «سلطان»، اردشیر را کور کرده بود، تمام آمال و آرزوهایش را روزی می دید که همانند «علی پروین» محبوب و یکه تاز باشد. برای همین اولین انتخاب برایش جایی جز تیم «پرسپولیس» نبود، دوستدارانش را مجاب می کند که به نوعی رضایت پروین را جلب کنند و او موفق می شود در جلسه ای به خدمت سلطان نائل گردد. یکی از مربیان قدیمی در مورد آن جمع می گوید: « یک جمع خصوصی بود، همه بودند، یادم می آید مرحوم قایقران هم حاضر بود، دیدیم امیر با چند بادیگارد آمدند و کنار علی آقا نشستند، بادی گاردها به پروین گفتند که قلعه نویی خیلی دوست دارد در تیم شما بازی کند، هر چند همین الان می تواند برای استقلال هم بازی کند و اگر رخصت بدهید این کار انجام شود. علی آقا کمی خودش را جابجا کرد و گفت که نه، من نمی خواهم، برود استقلال و مثل شیر مقابل پرسپولیس بازی کند» و البته همین شد و اردشیر جوان در تاریخ 19/12/1367 در مقابل پرسپولیس و در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی قرار گرفت و اولین بازیش را انجام داد و حتی وقتی کار به پنالتی کشید، او پنالتیش را از دست داد.

روایت بازی ملی:

بازی های ملی اردشیر بسیار معدود هستند و خودش در مورد آنروزها می گوید: «خود من بارها به تیم ملی دعوت شدم و هر بار خط خوردم» تا پایان دوره بازیگریش تنها 19 بازی ملی را در کارنامه اش ثبت می کند که 18 بازی آنرا در سن 30 سالگی به بعد انجام می دهد. اولین بار در سال 64 توسط ابراهیمی به تیم ملی «ب» دعوت شد، در سال 65 بهمراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن «الف» را بر تن کرد و تا 21/6/1372 آنهم توسط علی پروین هرگز به تیم ملی دعوت نشد. در کارنامه اش تنها یک گل ملی آن هم به کویت دیده می شود.

روایت جنجال کاپیتانی:

سال 1368،شاهرخ بیانی بار دیگر از پرسپولیس به استقلال بازگشته بود و بنا به احترام سن و تجربه بایستی بازوبند کاپیتانی به او می رسید اما چنگیز و امیر معتقد بودند که او تعصب آبی ندارد و نباید کاپیتان شود. ایندو شرکت واردات و صادراتی را در خیابان طالقانی با همدیگر دایر کرده بودند و از این جهت بسیار ارتباطشان نزدیک بود و همین مسئله موجب شد در تیم «باند» تشکیل گردد. آن روزها استقلال برای حضور در رقابت های جام باشگاه های آسیا شهری را در ایران انتخاب کرد که از لحاظ آب و هوایی شبیه بنگلادش باشد، مازندران و هتل سالاردره محل اردو شد و تمام درگیری ها و زیرآبی رفتنها در آنجا رخ داد. امیر می دانست که با حضور شاهرخ نه تنها کاپیتانی به او نمی رسد که حتی جایگاهش را از دست خواهد داد بنابراین شیوه درگیری مستقیم را برگزید و در اردو با بیانی به مشاجره پرداخت و حسابی از خجالتش درآمد تا عملاً ضربه شستی به او نشان دهد. در آن روز جلسه ای در اتاق پورحیدری تشکیل شد و تا ساعت 2 بعد از نیمه شب ادامه یافت تا تیم از هم پاشیده نشود.

مورد دوم در سال 1372 اتفاق افتاد، نسل قدیم استقلال فوتبال را کنار گذاشتند و نوبت به نسل امیر رسید که کاپیتان را از میان خودشان انتخاب کنند، قلعه نویی در همه این سال ها از روابط عمومی خوبی برخوردار بود و می دانست چگونه باید برخورد کند تا سهمش را بگیرد، در این سالها او یک رقیب، با سابقه بیشتر در تیم داشت و آن نفر صادق ورمرزیار بود، امیر فکر همه جا را کرده بود، طرح دوستی با ورمرزیار ریخت و صادق مجبور شد جلوی همه بازوبند را به امیر بدهد چراکه هرچند سابقه کمتری داشت اما از لحاظ سنی بزرگتر بود. امیر قلعه نویی اینگونه به هدف هایی که داشت، رسید.

روایت سونا :

گفته می شود یک سونا در خیابان زعفرانیه نقشی غیر قابل اغماض در پیشرفتهای او داشته است. دوستی محمد جواد ایروانی و قلعه نویی از همین نقطه و در زیر «آب» رقم خورد، ایروانی که در آنروزها رییس هیئت مدیره استقلال و قائم مقام وزارت کشاورزی بود بیشتر اطلاعات داخلی و حاشیه ای تیم را از امیرخان می گرفت تا اوضاع تحت کنترلش باشد و بتواند در مواقع لازم عکس العمل نشان دهد. قلعه نویی، کاپیتان آنروزهای استقلال از این دوستی نهایت استفاده را برد تا جایگاهش در آبی پوشان پایتخت مستحکم تر گردد.

روایت بدبینی پورحیدری:

منصور پورحیدری ذاتاً انسان محافظه کاریست و سعی می کند چشمهایش را بر لغزش ها ببندد و حتی به روی خودش نیاورد، او از ماجرای سونا خبر داشت اما نمی خواست به آن دامن بزند و برای همین منتظر ماند تا در ایده آل ترین شرایط کاپیتانش را کنار بگذارد، امیر مصدوم شد و این بهترین فرصت بود، در بازی با پرسپولیس وقتی ترکیب خوانده شد نامی از کاپیتان نبود، امیر لابی ها را آغاز کرد و با ایروانی و اولیایی تماس گرفت اما منصورخان زیر بار نرفت و او بر روی نیمکت نشست، در نیمه دوم که استقلال بازی را با یک گل عقب بود دستور تعویض امیر داده شد اما قلعه نویی در طول بازی هیچ نمایشی از خود نداشت و فقط در زمین راه رفت و در پایان هم با شاهرخ بیانی و منصور پورحیدری با حالت پرخاشگرایانه ای برخورد کرد. لجبازی های امیر ادامه پیدا کرد، مثلاً در بازی با ابومسلم تیم به خراسان رفت و این کار توسط اتوبوس انجام شد اما امیر خودسرانه با هواپیما خودش را رساند که مورد خشم پورحیدری قرار گرفت و باز هم در نیمه دوم او را به ترکیب فرستاد و همانگونه فقط راه رفت و در بازگشت هم با هواپیما به تهران رسید و با لابی های فراوان توانست منصور پورحیدری را از کار برکنار کند. در آنزمان امیر یک همراه بنام ادموند اختر داشت که او هم توسط پورحیدری از ترکیب خارج شده بود. قلعه نویی برای تسریع در برکناری از بازیکنان دیگر هم تقاضای همکاری کرد که برخی از این کار سرباز زدند. بعد از بازی با ابومسلم پچ پچ میان بازیکنان زیاد شد و مشخص بود اتفاقاتی در حال وقوع است، پورحیدری تغییر کرده بود اما کسی خبر نداشت، منصور به مظلومی می گوید فردا بازیکنان تمرین ریکاوری دارند اما اولیایی به مظلومی می گوید بگذارید بچه ها استراحت کنند تا فردا تصمیم بگیریم، چند ساعت بعد خبر رسید که ناصر حجازی سرمربی شده است.

روایت یک مدرک آلمانی:

اما ناصرخان هم در بهبود وضعیت او تاثیری نداشت تا به فعالیتهای تخریبیش ادامه بدهد و تا پایان برکناری حجازی برنامه ریزی کند؛ به همین دلیل است که اختلاف ناصر- امیر هیچگاه سرانجام نمی یابد. قلعه نویی بازنشسته شده بود و به مربیگری بر نیمکت آبی ها می اندیشید، او ابراهیم طالبی را پیدا کرده بود که بیشتر در کار نقل و انتقالات در آلمان بود و رابطه خوبی با تیم های آلمانی داشت، امیر هر روز در دفتر او می نشست و از نامردی ها گله می کرد و می گفت: «من به حقم در استقلال نرسیدم»، روزی رودی فولر که در آنزمان مدیرفنی بایرلورکوزن را بر عهده داشت به ایران آمد و در این بین امیر از طالبی خواست که مدتی به لورکوزن برود و بر سر تمرین بایر لورکوزن حاضر شود. طالبی برایش ویزا گرفت و او را فرستاد، چندی بعد خانواده اش را هم به آلمان راهی کرد و وقتی دوره اش تمام شد با ابراهیم طالبی تماس گرفت و گفت که کاری کند یک مدرکی از حضور در کلاس توسط دام صادر شود. طالبی با کریستوف دام تماس می گیرد و با جلب نظر وی نامه ای را تایپ می کند و به امضای او می رساند. بله، اصلاً باشگاه بایرلورکوزن مدرکی برای هیچکس صادر نمی کند و کلاسی بعنوان تدریس مربیگری ندارد بلکه امیر هر روز در تمرینات حاضر می شد و از آن نت برداری می کرد و می توان ادعا کرد که مدرکش هم بی ارزش است. پس از بازگشت فتح الله زاده به او پیشنهاد مربیگری تیم های پایه را می دهد که رویای امیر، سرمربیگری بزرگسالان است و با آموخته هایش از کلاس بایرلورکوزن! باید در تیم اصلی مربیگری کند و به همین دلیل مدیرعامل برایش حکم «مشاور مدیرعامل» را صادر می کند.

روایت کودتا بر علیه حجازی:

امیر روزهای نه چندان خوشایندی را در برق تهران و کشاورز می گذراند. کودتای او از روی سکوها نتیجه داد و زمینه برکناری ناصر حجازی را در بازی تاریخی سایپا – استقلال فراهم ساخت و منصور پورحیدری جایش را گرفت. ابراهیم طالبی جمله ای ماندگار را بر زبان آورده که آوردنش در اینجا خالی از لطف نیست: «یک روز از پورحیدری پرسیدم چرا شما از امیر استفاده نمی کنید؟ او جواب داد که هر کسی با امیر کار می کند باید دو پاسبان بگیرد که وقتی بر می گردد پشت سرش کودتا نشده باشد» بحث جنجالی دور اول لیگ برتر هنوز از خاطر فوتبالدوستان نرفته که استقلال می توانست با یک مساوی قهرمان شود اما «داغ» آن بر دل پورحیدری ماند. اما گفته می شود این جمله تاریخی آخر، از زبان یکی از بازیکنان در تمرینات قبل از بازی بیرون آمد که گفت داغ قهرمانی را به دل اینها می گذاریم و البته به قولشان عمل کردند.

روایت سکوهایی به رنگ ژنرال:

رولند کخ ناموفق بود و آنقدر برایش مشکل ساختند که از ایران رفت و امیر آنرا بهترین موقعیت برای رسیدن به آرزویش می دانست، در حقیقت تیم کخ را سه نفر بیچاره کردند، اولی کامران منزوی که لقب «ژنرال» را وارد ادبیات حرفه ای مطبوعات کرد، دومی قلعه نویی که انواع و اقسام برنامه ها را ریخت و نفر سوم هم لیدرهایی بودند که از امیرخان خط می گرفتند تا جو را بهم بزنند. آن روزها هر روز امیر با لیدرها در ارتباط بود تا اوضاع تحت کنترل باشد و آنها را به رستوران های مختلف می برد و حتی برای یکی از آنها موبایل خرید تا حمایت ها ادامه داشته باشد. امیر از همین روزها به آلترناتیوی قوی برای سرمربیگری استقلال تهران تبدیل شد و با شعارهای متعدد از روی سکوها زمینه را برای مطرح شدن نامش آماده کرد چراکه در اهواز خوب از تیمش بازی می گرفت. بهرحال همه چیز در مصاحبه یکی از لیدرها با روزنامه ایران ورزشی لو رفت.

«شاهرخ» در این مصاحبه از مسائل پشت صحنه، پرده برداشت. در سال های ابتدایی که امیر جام را در فینال جام حذفی و سال بعد در لیگ برتر واگذار کرد و همچنین باختن به شاهین بوشهر حتی یک هوادار هم در ورزشگاه آزادی او را«هو» نکرد حتی تشویقش نیز کردند و همه آنها به ماجرای موبایل برمی گشت. قلعه نویی در همه آن سالها بر سر مسابقات با موبایل به لیدرها فرمان می داد تا اوضاع را در دست گیرند تا بعد با تراول چک های رنگارنگ از خجالتشان در بیاید.

روایت بازگشت به استقلال:

علی فتح الله زاده رفت و قریب جایش را گرفت، او برای سرمربیگری استقلال با تنی چند از چهره های مطرح مذاکره کرد که نام امیر در انتهای لیست به چشم می خورد و البته همه چیز برای سرمربیگری پورحیدری مهیا بود که با مخالفت یکی از اعضای هیئت مدیره تاثیرگذار روبرو شد، اتفاقات نیمه شب دوشنبه به معرفی امیر قلعه نویی منجر شد و او از آخر لیست به ابتدا آمد. او در آنروزها از قدیمی ترهای استقلال هم بهره گرفت و از اهرم فشار آنان سود برد. امیر قلعه نویی آمد و از برنامه سه ساله سخن گفت و   از برنامه های بلندمدتش پرده برداشت. در لوای این برنامه اما کسی از خریدهای سئوال برانگیزش چیزی نپرسید، سبوشهبازیان، فابریتسیو، گومز، سعید لطفی، شاهین خیری، مصطفی اکرامی و بسیاری دیگر به استقلال آمدند اما چگونه و از طریق چه کسانی، بماند برای وقتی دیگر!

روایت رسیدن به تیم ملی:

ژنرال ها خاصیتی مختص به خود دارند، حتماً فضا باید مغشوش باشد تا آنان به هدف برسند، ابتدا ماجرای کخ، پورحیدری و قریب و اینبار جام جهانی، دادکان و برنکو البته سرپوشی بنام خردجمعی! داریوش مصطفوی به دبیرکلی فدراسیون فوتبال می رسد و از دوستان دیرینه اش در عالم روزنامه نگاری لیستی برای انتخاب می خواهد، آنها چند نفر را به داریوش پیشنهاد می کنند و نام امیر را در انتهای لیست می گذارند اما تجربه ثابت کرده آنها که در پایان لیست قرار دارند نفرات اول هستند و جلسه خیابان ستارخان کار خودش را کرده بود، امیر در آن جلسه کذایی توافق می کند و از همان روز منتخب سرمربیگری تیم ملی می شود.

در ماجرای خردجمعی هم حرف و حدیث بسیار بود، گفته می شود وقتی امیر باخبر می شود اکثریت با اوست و در خانه ستارخان به توافق کامل رسیده با اینحال ته دلش قرص نمی شود و در پشت صحنه با دوستان مربیش رایزنی می کند، رسول کربکندی، محمود یاوری و پرویز مظلومی از این دسته اند، انتخابات هم به سمتی پیش رفت که فقط سه نفر کاندیدای اصلی بودند، اولی مجید جلالی که روحیاتش به بازی های پشت پرده و فرصت طلبی و با هر شرایطی کار کردن نمی خورد، دومی محمد مایلی کهن که بیشتر مربیان ایرانی از خوردن خونش سیر نمی شوند و بهیچ عنوان در فاز وعده و وعید و دوست یابی نیست و نفر آخر هم امیر قلعه نویی که شرحش کامل رفت. از طرفی مصطفی دنیزلی هم یکی از کاندیداهای اصلی بود که بدلیل جو سنگین علیه مربیان خارجی هرگز مطرح نگردید چون عزم «پدرخوانده های» فوتبال بر انتخاب «ژنرالی» بود که هرگز حتی سربازی هم نرفته بود! او همیشه بعنوان مسکن بکار می رود، بیاد دارم کامران منزوی در مصاحبه ای درباره امیر برای سرمربیگری استقلال گفته بود که «ما او را برای زنده ماندن می خواهیم نه زندگی» و بنظر می رسد انتخابش در تیم ملی هم همینگونه شده باشد. ژنرال هم همانند هر درجه دار دیگری از فضا استفاده نمود و بنام خردجمعی و تکنیک مربیگری روز دنیا هرچه «دوست» خواست را در تیم جمع نمود تا بتواند از کنار آن به جایگاه «موقتش» استحکام بخشد. مارکار آقاجانیان آنالیزور، منصور ابراهیم زاده کمک مربی، ناصر ابرهیمی دستیار، افشین پیروانی کمک، کریم بوستانی مربی دروازه بان ها، پرویز ابوطالب و منصور پورحیدری هم مشاوران تیم ملی و بعدها پرویز مظلومی بعنوان کمک مربی.

در این کادر که پر از مسئولیت و سمت بود نکات جالب توجهی بچشم می خورد، ناصر ابراهیمی که ادعا داشت دستیار هیچکس جز «سلطان» نمی شود حالا حاضر شده بود جوانکی به او دستور دهد، افشین پیروانی بدون حتی کوچکترین تجربه مربیگری به تیم ملی می رسد، ابوطالب و پورحیدری که از بعد فکری در تضاد هستند نیز در سمت مشاورت و همه اینها جمعی متضاد را شکل می دهد. سنجیده ترین سخن را شاید در همان ابتدا جلال طالبی بر زبان آورد:«اطراف تیم ملی بی اندازه شلوغ است. در ایران فرهنگ کار گروهی وجود ندارد» و محمد مایلی کهن با جمله اش اساس خردجمعی داریوش مصطفوی را زیر سئوال می برد: «بماند که چرا من سرمربی نشدم، اما در کل، این چه جور خرد جمعی ای بود که مدیر، مربی و حتی بدنساز باشگاه ها آمده بودند و رای می دادند؟ »

روایت گزینش تیم ملی:

قلعه نویی که در دوران بازیگریش بسیار کم به تیم ملی دعوت شد و در بسیاری از موارد از لیست خط می خورد حال بدعتی جدید را برای انتخاب ملی پوشان در نظر گرفته بود، او درهای تیم ملی را طوری برای همه باز کرد که گویی رسیدن به پیراهن تیم ملی چندان سخت نیست و انواع و اقسام روشها برای پوشیدن آن وجود دارد. امیر در حقیقت مجری سیاستهایی شد که به او تفهیم شده، در جلسه مطبوعاتی کادرفنی بهمراه محمد علی آبادی و کیومرث هاشمی، سرمربی «موقتی» تیم ملی اینگونه اظهارنظر می کند:«در گذشته راهیابی به تیم ملی کار بسیار دشواری بود. خود من نزدیک به ده مرتبه از اردوی تیم ملی خط خوردم، این نشان می دهد که پوشیدن پیراهن تیم ملی نیازمند شایستگی های فراوانی است» و بر همین اساس او تصمیم می گیرد مهرداد پولادی، ماهینی یا خرسندی را که بهیچ عنوان پله های ترقی را در ابتدایی ترین مراحل تهیه نکرده اند به اردو دعوت کند و راه جدیدی را برای ملی پوش شدن اجرا کند. در همان ابتدا هم که آش واقعاً شور شده بود کریم باقری از تیم ملی خداحافظی می کند و بختیاری زاده با اعلام اینکه حال و هوای تمرینات مربوط به بیست سال پیش است عطای کار را به لقایش می بخشد، این روند با غیبت های رحمان، خط زدن بازیکنان پرسپولیس، قهر و آشتی های لژیونرهای اماراتی و رفتن علی سامره ادامه می یابد.

روایت فوتبال ایرانی:

تیم ملی افتضاح جام جهانی را به بار آورده و همه از فوتبال خسته کننده و محافظه کارانه برانکو زده شده بودند، در این میان ناگهان امیر سر بلند می کند و فریاد می زند: «می خواهیم فوتبال اصیل ایرانی را به نمایش بگذاریم» اما چه سیستم و بازیکنی را مشخص نمی کند، سیستم تیم ملی به 2-5-3 سنتی بر می گردد و بازی تک ضرب و قدرتی از ایران فاصله می گیرد، روخ خودخواهی و دریبل در بازیکنانمان زنده می شود و اعصاب همه از این نوع فوتبال بهم می ریزد، در حالیکه همه تیم های مطرح جهان سیستم با چهار دفاع flat را برگزیده اند ما به دفاع سه نفره با همه اشکالات و نقایصش بر می گردیم و چشمان خودمان را بر مشکلات می بندیم. زیباسازی فوتبال در پناه سیستم های منسوخ صورت می گیرد و حتی خردجمعی در میان مربیان تیم ملی در حد حرف باقی می ماند چون در تمرینات این قلعه نویی است که همه کارها را بر گردن می گیرد، او خود بازیکنان را تقسیم می کند، قیف ها را می کارد و با خطوط مختلف کار می کند و نکته بدیع در تمریناتش هم چیزی جز «خرس وسط» و فوتبال دستگرمی نیست. پیروانی در پشت دروازه ها توپ جمع می کند، ابراهیمی دستها را در پشتش گره می کند و ابراهیم زاده قلم و کاغذی برداشته و برای خودش می نویسد. در جام ملتها با فشارمطبوعات سیستم چهار دفاع را بر می گزیند امادر بازی با کره به سیستم دوست داشتنیش باز می گردد و جام برای ما تمام می شود.

روایت یک تیم ملی رنگی :

تیم ملی قلعه نویی «رنگی» بود و برای همین بازی های تیم ملی سرد و بی روح برگزار می شود چون هیچکس احساس خوبی راجع به «ملی» بودن آن ندارد. امیر، تیم ملی را خود چند دسته کرد و در همان تمرین اول لباس «آبی آسمانی» را بر تن ملی پوشان نشاند، تعداد دعوت شده های استقلال را زیاد کرد و اعلام کرد: «من همه چیزم از استقلال است». هواداران قرمز دریافتند سرمربی تیم ملی «رنگی» است و بدتر از آن با بازیکنان پرسپولیس لج کرده و آنها را به تمرین راه نمی دهد و از همین زمان دیگر پای به ورزشگاه نگذاشتند. اگر در تمرینات یا بازی های تیم ملی حضور یابید صدای اندک تماشاگرانی را می شنوید که در ورزشگاه خالی از تماشاگر فریاد بر می آورند: «استقلال حمله کن ...» و به همین سادگی تیم ملی دیگر برای هیچکس عزیز نبود.

روایت بازگشت بدون قریب:

هنوز سخن امیر در گوشمان است: « با قریب آمدم، بی قریب نیستم» اما او ثابت کرده که می تواند از حرفش بگذرد و در عمل آنچه که به صلاحش است و فرصت استفاده وجود دارد، انجام دهد. ژنرال دست بیعت به هیئت مدیره جدید می دهد و در پناه حمایت امیدوار رضایی و همراهی او به ریاست سازمان فوتبال باشگاه استقلال تکیه می زند. قلعه نویی آنقدر بزرگ می شود که همه پیروزی ها را بنام او و شکستها را بپای صمد می زنند و بهترین دورانش رقم می خورد. هیچکس توان ایستادگی در مقابل امیر را ندارد و او خوشبخت ترین مرد آبی پوشان می شود، از طرفی حمایت سازمان تربیت بدنی را در کنار دارد و از سوی دیگر با حمایت های داریوش مصطفوی جایگاه محکمی در تیم ملی دارد.

روایت بازیکن شناسی:

امیر لیستی روبرویش قرار گرفت و نام سه تن در آن آمد، او نگاهی به لیست انداخت و همان ابتدا و در کمال خونسردی و اطمینان قلم قرمز بر نام پسرکی کشید که بردارش زمانی طعم بازی در استقلال را چشیده بود. پسرک با کج سلیقگی تمام با «نه» روبرو می شود و سرمربی در مقابل آن نام می نویسد:«در استقلال به ... نیازی نداریم» و این دست نوشته هنوز در اسناد باشگاه موجود است. پسرک که در ابومسلم می درخشید و دل همه را برده بود اما به چشمان ژنرال نمی آید و در حالیکه همه چیز برای حضورش در استقلال فراهم بود، نمی تواند تاییدیه رسمی را بگیرد. البته امروز که پسرک به آن موضوع فکر می کند باید خوشحال باشد که چنین اتفاقی برایش افتاد وگرنه بر روی نیمکت استقلال می پوسید و هرگز در مقابل چشمان برانکو قرار نمی گرفت. آن پسرک دیروز حالا به یکی از یاران اصلی تیمی در جزیره تبدیل شده است و نامش کسی جز آندرانیک تیموریان نیست. آیا نگران کننده نیست که سلیقه ای بر بالاترین سطح فوتبال ایران حاکم شده بود که کج سلیقگی هایی از این دست دارد؟ آن کسی که گفت «نه» و آندرانیک را برای استقلال نخواست، چقدر باید در فوتبال ایران قدرت تصمیم گیری داشته باشد؟ در فوتبال ما چه می گذرد که صاحب آن سلیقه کج، به مهمترین انتخاب کننده تبدیل می شود و مسئولیت حساس ترین انتخاب ها به او واگذار می شود؟

روایت دخالتهای رییس سازمان فوتبال:

امیر با اصرار بر انتخاب صمد مرفاوی دو هدف اصلی داشت، اول اینکه بزرگان استقلال را از تیم دورتر کند و دوم اینکه همیشه آلترناتیو قوی ای برای سرمربیگری این تیم باشد تا در مواقع حساس بعنوان یک «سوپر استار» وارد گردد و اوضاع را سامان بدهد. صمد هم در همان ابتدا به مربی حرف گوش کن و سر به زیری تبدیل شد که توانایی «نه» گفتن نداشت، امیر هر بلایی خواست بر سر او و استقلال آورد، در جریان بازی با پرسپولیس دستور تعویض را از جایگاه صادر کرد، در بازی با ذوب آهن در حالیکه بازی را از تلویزیون می دید باز هم دستور دیگری برای تعویض داد تا نشان دهد برنامه های زیادی برای «این» استقلال دارد. همه این مسائل تا گاف بزرگ قرن این باشگاه ادامه داشت تا مرفاوی بخود بیاید و «خودش» شود.

روایت جنجال امارات:

تورنمنت دوستانه امارات برای تیم ملی چندان دوستانه و برای قلعه نویی اصلاً خوش یمن نبود. تیم ملی اولین شکستش را در مقابل هامبورگ پذیرا شد اما نکته مهم اطراف تیم بود که جنجال بسیاری آفرید. دور و بر تیم ملی خیلی شلوغ است و بنظر می رسد امیر بدنبال دوست یابی در آن است. همراه تیم ملی 30-20 نفر افراد متفرقه سفر می کنند در شرایطی که هنوز ویزای خیلی از بازیکنان و کادرفنی صادر نشده اما آنها ویزا بدست آماده سفر هستندو بدتر از آن تعداد اتاقهاست که با مسافرین نمی خواند و هر اتاق به چندین نفر می رسد. محمد مایلی کهن در مورد آن تورنمنت حرف های جالبی درباره ژنرال می زند: « می دانم، من مستند حرف می زنم. ایشان می خواهد از کنار تیم ملی رفیق پیدا کند، خطر بزرگتر از این دوست یابی های آقای قلعه نویی، اینست که ایشان رابط بین باشگاه استقلال و بازیکنان تیم ملی شده است. شماها پدر من را درآوردید که مایلی کهن دو شغله است ... اما خدایی بگویید مایلی کهن یک بازیکن را از تیم ملی به باشگاهی برد؟ شان و منزلت سرمربی تیم ملی خیلی بالاتر از این مسائل است. ایشان می رود و در اردوی تیم ملی با رسول خطیبی برای استقلال صحبت می کند، این یعنی چی؟ امیر قلعه نویی حق ندارد برای استقلال بازیکن ببرد.» اتهام حضور چند لیدر و مدیر یک چلوکبابی هم بدجوری نقل محافل می شود. لیدرها که مربوط به باشگاه استقلال اهواز بودند و در حقیقت پاسخ تمام زحماتشان در اهواز و گلوپاره کردنها داده شد. نکته اینجاست که ژنرال با استدلال به این قضیه که منزل لژیونرها در نیم ساعتی هتل قرار دارد بنابراین هتل ها را در اختیار لیدرها قرار داد! اما یکی از نشریات از راز مدیر چلوکبابی پرده برداشت و اعلام کرد آن فرد کسی جز حاج آقا ک. مدیر رستوران ل.ط تهران نیست که رفاقت نزدیکی با امیرخان دارد و می گویند در سفرهای تایوان، سوریه و کره جنوبی همراه کاروان بوده است.

از همه بدتر اخراج ژنرال از زمین مسابقه بخاطر فحاشی به داور است که یادآور محرومیت های او در بازی های باشگاهی و جنجال آفرینیش در بازی با سپاهان است. او در آن بازی ناسزایی نژادپرستانه به داور عرب مسابقه داد که بعلت آشنایی داور چهارم به زبان فارسی، فوراً از زمین اخراج گردید. او جایگاهش را نمی شناسد چون سلسله مراتب را طی نکرده است.

روایت نود گیت:

عادل فردوسی پور از محمد مایلی کهن دعوت کرد تا راجع به لیگ اظهارنظر کند، بحث به استقلال کشید و مایلی کهن گفت با آوردن یونگ یعنی برای صمد هوو آورده اند، او نسبت به اطراف تیم ملی هشدار داد و البته از عملکرد مثبت قلعه نویی در تیم ملی تقدیر کرد اما ورود ژنرال به برنامه، نود را تا آستانه انفجار پیش برد! قلعه نویی ناگهان به مایلی کهن پرخاش کرد و با لحن زننده ای گفت: «به فرض که شما دو هزار سال مربی باشید ... خوب که چی؟» و با لحن استهزا آمیزش، موجی از فشار و انتقاد را به سوی خودش روانه کرد. این خودزنی اما یک برنده بزرگ بود و آن کسی جز «حاجی» نبود که در فردای برنامه تبدیل به تیتر یک روزنامه ها و مجلات شد و در حد یک «قدیس» پرستیده شد. اوج شاهکارهای ژنرال و بزرگترین گاف تلویزیونی چند ساله اخیر هم در این برنامه به نمایش آمد و در حالیکه معلوم بود امیر تعادل روحیش را از دست داده است در برابر شلوغی اطراف تیم ملی می گوید: «ما کل یوم با 30 نفر رفتیم» بله، منظور ایشان «کلهم» بوده که تابحال نمی دانست چه لغتی را استفاده می کند و از آن پس در هر مجله و نشریه طنزی از این کلمه استفاده شد! نکته جالبتر رنگ و روی عادل فردوسی پور بود که مثل گچ سفید شده و دست و پای خودش را جمع کرده بود.

روایت ناسزا در تمرین:

استقلال سابقه بسیار خوبی در باختن به تیم های گمنام در جام حذفی دارد و گویی هر سال شاهکاری جدید رو می کند. آنها اینبار در شیراز و در مقابل بسیج مقاومت (مرصاد) تن به شکستی دیگر دادند تا با حذف از گردونه رقابت ها خون ریاست سازمان فوتبال را به جوش آورند آخر همین آقا وقتی سرمربی بود بازی را به تیم دسته سوم شاهین بوشهر واگذار کرده بود. سرمربی تیم ملی در اولین تمرین بعد از بازی همچون سوپرمن رخت بر بدن می پوشد و با لباس ورزشی به تمرین می آید، اولش کمی شک برانگیز بود اما سقلمه های دوستان کار خودش را کرد و همه متوجه شدند که آن سوپرمن رییس سازمان فوتبال استقلال است که می خواهد خیلی ها را ادب کند. همه بازیکنان را مشتی بی غیرت می خواند که که تا دیروز ژیان سوار می شدند و حالا ماکسیماسوار شده اند و فریاد اعتراض سر می دهد که اگر غیرت داشتید، بازیکن حریف با «کفش های پاره» شما را دربیل نمی زد! امیر که نقش ستادی را برای خود در نظر گفته بود ناگهان در «صف» ظاهر می گردد و کار اجرایی می کند.

روایت تعطیلی تیم ملی:

ژنرال وضعیت استقلال را در خطر می دید و به این نتیجه رسیده بود که باید وقت بیشتری برای آن بگذارد و از آن مهمتر برای جام باشگاه های آسیا برنامه های تمرینی و آمادگی های ذهنی و روانی را بر روی بازیکنانش کار کند. از طرفی در تیم ملی هم نباید بهانه ای دست منتقدین و مخالفینش بدهد و با یک شکست تمام زحمتها و پشت پرده دیدن هایش از بین برود، برای همین اعلام کرد که تیم ملی تا 30 روز مانده به جام ملتها تعطیل است، بازی های « fifa night » هم نمی خواهیم و دوره های تمرینات کوتاه مدت را فراموش کنید چون سرمربی سرش جای دیگر و برای وطن گرم است! ژنرال می خواست به همه آنچه وجود دارد برسد، غافل از آنکه برای بدست آوردن چیزی باید چیزهای دیگر را از دست بدهی. دستش رو شد و بعدها حرف از برنامه شش ماهه بمیان آورد و در برابر فشارها تسلیم شد تا تیم ملی را در این دوران زیرنظر داشته باشد، اما ... اما بازی های بزرگ نظیر آرژانتین، پرتغال و مکزیک تبدیل به بازی های تدارکاتی با بلاروس، قطر، امیدهای غنا و جاماییکا شد!

روایت یک گاف بزرگ:

استقلال باید تا بیست و یکم بهمن لیست 30نفری خود را به AFC بدهد اما چند روز بعد سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا خبر می دهد لیست بدست مسئولین نرسیده و استقلال از جام باشگاهی آسیا حذف می شود. در همان زمان قلعه نویی در ورزشگاه نظاره گر دیدار استقلال و فولاد است و در پاسخ به پرسش خبرنگار تلویزیونی می گوید: «فوقش جریمه می شویم» و بسادگی از کنار آن رد می شود. بهرحال لیست در دستان رییس سازمان فوتبال استقلال بوده است و او برای اینکه جاسم کرار و دو بازیکن عراقی و تئودی یونگ را به لیست اضافه کند از ارسال آن جلوگیری می کند. حتی در این بین شاهین رحمانی عضو ایرانی کمیته ارتباطات با امیر تماس می گیرد، اما او می گوید وقت ندارد و به باشگاه و خانم ... زنگ بزند! استقلال از جام باشگاه های آسیا حذف می شود و ژنرال به یکی از منفورترین مردان آبی تبدیل می شود. امیر که همه چیز را علیه خودش می بیند ناگهان ادعا می کند که «شوخی» کرده است که «فوقش جریمه می دهند» وگرنه از موضوع باخبر بوده است و عجب روحیه تحسین برانگیزی دارد که در آن بحران با دیگران به شوخی می پردازد. در بازی بعد پارچه بزرگی نصب می شود با این مضمون: «جان مادرتان از استقلال بروید» که از مسئولین استقلال می خواهد همه با هم بروند و در پایان تاکید می کند «همه شما بروید» و منظور در اینجا کسی نیست جز مقصر شماره یک این گاف بزرگ بنام امیر قلعه نویی! نکته جالب اینجاست که حراست ورزشگاه آزادی بعد از دقایقی پارچه را جمع می کند و به اتاق می برد!!

روایت کنفرانس مطبوعاتی:

در کنفرانس مطبوعاتی کادرفنی تیم ملی در سوم اردیبهشت ماه اتفاق جالبی افتاد. خبرنگار تلویزیونی که ید طولایی در دوستی با سرمربی دارد در مقابل انتقادات به قلعه نویی یک تنه می ایستد و می گوید:« یقین دارم اگر در پایان اسم شما «ویچ» وجود داشت و موهایتان زرد بود، مطمئن باشید هیچکس از شما انتقاد نمی کرد» شروین طاهری خبرنگار همشهری از جایش بر می خیزد و با انگشت سبابه خبرنگار تلویزیونی را نشان می دهد و می گوید:« این آقا همان کسی است که ضمن گزارش بازی میان رئال و اتلتیکو مادرید، 90 دقیقه گفت بارسلونا و اتلتیکو مادرید» و دوستان قلعه نویی شروین بیچاره را از کنفرانس بیرون کردند. حتی در پاره ای قلعه نویی از واژه های جالبتری استفاده کرد، تو حرف نزن، شما چند سالته و...

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام

تو از اول هم همینگونه بودی!

روایت سجل:


علی رضا مداحپور دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  نظر بدهید!

اخبار

امروزه با وجود فناوری NFC امکان انتقال بی‌سیم داده‌ها و اطلاعات رمز شده در مسافت‌های کوتاه فراهم شده است. NFC فناوری کاملا جدید نیست، اما اولین بار است که به بازار راه پیدا می‌کند. و اولین بازاری که NFC در آن شروع به کار می کند، بازار مالزی خواهد بود. به لطف ورود این فناوری به این بازار، کاربران مالزیایی که دارای حساب‌های کاربری Visa  هستند، جهت پرداخت وجوه، می‌توانند به جای کارت‌های اعتباری، از گوشی‌های تلفن همراهشان استفاده کنند. و البته گوشی که از این امکانات بهره‌مند خواهد شد،‌Nokia 6212 Classic است که خود از این فناوری برخوردار می‌باشد. این رویداد در نتیجه مشارکت بزرگ‌ترین کمپانی اپراتور بی‌سیم کشور مالزی با نام Maxis، با یکی از موسسات مالی این کشور به نام MayBank  امکانپذیر شده است. کاربران می‌توانند جزئیات حساب اعتباری Visa payWave خود را مستقیما از طریق شبکه بی سیم Maxis به گوشی‌های Nokia 6212 Classic خود دانلود کنند. کاربران با استفاده از روش پرداخت وجه payWave شبکه Maxis می‌توانند از 1800 فروشگاه مالزی خرید کنند. حتی هنگام استفاده از امکانات سیستم حمل و نقل عمومی، پایانه‌های اتوبوسرانی، عوارضی بزرگراه‌ها و تسهیلات پارکینگ نیز می‌توانند از امکانات ارائه شده توسط این اپراتور جهت پرداخت هزینه‌های مورد‌نیاز استفاده کنند.

علی رضا مداحپور دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  نظر بدهید!

پيغام*هاي گوشي*هاي Nokia و رفع اشكال ايرادات



temporary over-load. Continue :
با اين پيغام احتمالا موقع گرفتن عكس مواجه شويد.
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- خاموش روشن كردن گوشي
2- خالي كردن فايلهاي tmp از MMC (با برنامه Extended File Manager مي*تونيد اين كار رو انجام بديد )
3- خالي كردن ram گوشي ( براي اينكار كليد meno را بزنيد و نگه داريد و با زدن كليد c برنامه هاي را كه احتياج ندارين ببندين )
* روشي كه نتيجه داده: خالي شدن باطري گوشي تا اينكه خود گوشي اتوماتيك
خاموش شود، بعد از ساعاتي گوشي را به شازژ بزنيد و پس از شارژ روشن كنيد.

App Closed main :
اين يك پيغام كلي است و پيگيري اين پيغام كار آسوني نيست.
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- پاك كردن آخرين برنامه*هاي ريخته شده روي گوشي
2- مستر ريست گوشي

App. Closed gs :

App. Closed sSaverdaemon :
اخطاري است براي اسكرين سيوري كه خوب كار نمي*كند، برنامه اسكرين سيور خودتونو پاك كنيد.

App..Closed.ACN LIST :
اخطاري است كه به دلايل زير پيش مي*ياد:
1.ايجاد مشكل در نرم افزار
2. ناهمخواني نرم افزار با سخت افزار گوشي
3. اجراي همزمان چندين برنامه

App.Closed mailnit :
اين پيغام زماني ظاهر مي*شود كه در مموري كارت مشكل پيش بياد، در اين حالت مموري كارت بايد فرمت بشه.

App. Closed ncnlist :
وقتي messege مياد بجاي زنگ زدن اين erorr مشاهده مي*شه .
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
3- پاك كردن آخرين برنامه*هاي نصب شده.
4- غير فعال كردن Receive Report در بخش Text Message
5- پاك كردن پيغامهايي كه بصورت فونت فارسي در گوشي ذخيره شدند
6- مستر ريست گوشي

System Error :
پيغام مربوط به سيستم گوشي هست. مشكلات زيادي باعث ايجاد اين error ميشه1
:- وصل كردن مموري كارت گوشي ديگه كه روش برنامه نصب هست -2كامل نصب نشدن
يك برنامه كه در روت گوشي نصب شده -3 مستر ريست كردن گوشي قبل از فرمت
كردن مموري كارت و...
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- مستر ريست گوشي

phone will be restarted :
اين پيغام وقتي مياد كه شما برنامه هاي زيادي رو لود كرده باشين

General :Alredy in use :
اينError هنگام پاك كردن مسيج و يا فايلي ديده شده.
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
فايلي توي فولدر Message بصورت Hidden شده كه اگر از Hidden بودن خارجش كنيد درست ميشه. براي اينكار از برنامه SeleQ استفاده كنيد.

Memmory Card Corrupted :
اين مشكل زماني ايجاد مي*شود كه مموري كارت خوب فرمت نشده و يا در حين
فرمت با مشكل ديگه*اي روبرو شده، براي مثال خود من وقتي يكبار مموري كارت
روفرمت مي كردم، وقتي وسطهاي كار Cancel كردم – اين پيغام را براي من
مي*داد. دوباره فرمت كردم و درست، شما هم سعي كنيد دوباره فرمت كنيد و اگه
نشد با كارت ريدر فرمت كنيد.

there is nothing good palying :
زماني با اين پيغام مواجه مي*شويم كه از برنامة mum sms و يا برنامه*هاي
مشابهي كه براي sms هست استفاده مي*كنيم. اين برنامه*ها smsها رو مخفي
ميكنه – اگه شما اين برنامه رو پاك كنيد از اين مشكل هم راحت مي شويد.

Phone Startup Failed.Contact the retailer :
این پیغام موقعی ظاهر میشود که بعلت ریستارت نادرست و یا نصب یک برنامه مخرب فایل startup گوشی پاک شده باشه
براي حل اين مشكل سيم كارت ومموري كارت را درآورده و دوباره جا بزنيد، اگه
درست نشد مستر ريست كنيد. در صورتيكه با فلش هم درست نشود نياز به سرويس
در يك نمايندگي است و احتمال مشكل سخت افزاري دارد.

close all application :
هنگام نصب برنامه و يا ... رخ مي*دهد. گوشي را خاموش كرده و پس از روشن كردن دوباره سعي نماييد

unable to install comitable with series 60 support version 0.00 :
معمولا براي گوشي هاي غيراز سري 60 به هنگام نصب برنامه ايجاد مي*شود ولي
گاهي در گوشي هايي كه مربوط به سري 60 هم هستند ديده مي*شود. براي اينكار
بهتر است گوشي را مستر ريست كنيد.

select access point (no data) :
علت اون پیغام اینکه یکی از برنامه های موجود در گوشی شما در خواست دسترسی
به اینترنت میکنه اون میتونه یک برنامه آنتی ویروس یا هر برنامه دیگری
باشه. اونها رو غير فعال كنيد

گوشي فقط عدد تايپ مي*كنه :
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
1- دكمه مربع را بگيريد و نگه داريد تا حروف تايپ بشه
2- تعريف كردن كاري براي دكمه مربع درگوشي ( مانند برنامه*هاي چراغ قوه (power torch ) و ... )

ساعت گوشي عقب وجلو مي*شه:
پيشنهاد براي رفع اين مشكل :
به قسمت تنظيم زمان مي رويد و GMT offset را روي 03:30+ تنظيم مي كنيد به محض تغيير دادن offset از شما سوال مي كند كه
update date and time of the phone? شما No را انتخاب كنيد

آمدن صداي موزيك از گوشي هنگام استفاده از هندزفري :
اين مشكل روي گوشي*هاي 3650 مي*باشد – راه حلي غير علمي دارد به اين صورت
كه خيلي آروم فيش هندز فري رو تا نصفه داخل گوشي فرو كنيد بعد كه صدا داخل
اسپيكر ها شد فيش رو آروم تا ته فرو كنيد

گوشي مدام پيغام خطاي با علامت ! را نشان مي دهد.
احتمالا Error مربوط به برنامه Mini Gps باشه كه تنظيم شده روي Event
Alarm و يا يه برنامه مثل( screen saver ) كه بعد از هر 20-30 ثانيه
ميخواد فعال شه و چون نميتونه ارور ميده

موبايل پيغامهايي مثل رسيدن پيام كوتاه(مَسيج) و تلفنهايي كه جواب نداده شده (ميس كال) را نمايش نمي دهد:
در قسمت log گوشي منوي چپ را بزنيد و سپس در قسمت اپشن گوشي در قسمت log
duration به جاي گزينه no log يا 1 روز يا 10 يا 30 را انتخاب كنيد!

كم شدن صدا هنگام صحبت در 6600 :
برنامة Callcheater را غير فعال كنيد و يا كلاً پاك كنيد

پس از خاموش كردن گوشي روشن نمي شود:
اين مورد در موارد زيادي اتفاق مي*افتد. در حالت شايع وقتي sms ها در حالت
Sending در Outbox باقي بمانند و گوشي خاموش شود، ديگه روشن نمي*شه.
بهتره در درجة اول مموري كارت رو درآورده و گوشي رو روشن كنيد اگه درست نشد مستر ريست كنيد و بعد گوشي رو فرمت.

مشكل 6600 كه ساعتش خود به خود عوض ميشه ممكن هست از قسمت auto time update باشه.اگر اون فعال باشه اين مشكل پيش مي آيد

موزيك روشن شدن گوشي نوكيا 6600 قطع و وصل ميشه :
در حالت Safe Mode اين مشكل بوجود نمياد. اين مشكل مربوط به مموري كارت
مي*باشد و ربطى هم به Firmware نداره. بهتره نرم افزار هاى Autorun رو حذف
كنيد. كساني هم كه پين كد وارد گوشي كردند اگه مدتي پس از درخواست پين كد
و وارد كدن اون فاصله بذارند مشكل حل مي*شود.

دريافت نكردن sms :
اگه برنامه*اي درباره sms داريد پاك كنيد. به تنظيمات message مراجعه كنيد
و شماره مركز sms رو چك كنيد. در صورتي كه با اينكارها درست نشد مستر يست
و غير از اون مراجعه به مخابرات.

جايگزيني صداي زنگ اصلي گوشي 3230 بجاي زنگ انتخابي:
با تعويض سيمكارت درست شده

ذخيره نشدن عكسهاي گرفته شده توسط گوشي، وارد نشدن به گالري ، نمايش داده نشدن عكسها در گوشي:
فقط مستر ريست

علی رضا مداحپور دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  نظر بدهید!

Nokia 5800 XpressMusic

 


تصاوير نوکيا 5800 اکسپرس موزيک

۵۸۰۰

نوکيا مدل 5800 XpressMusic گوشي همراه ديگري است که در سال 2008 ميلادي به بازار گوشي‌هاي موبايل معرفي شد. اين گوشي به صورت ساده، با ابعادي در اندازه‌هاي 15.5×51.7×111 ميلي‌متر و وزني برابر با 109 گرم طراحي شده است. نوکيا مدل 5800 XpressMusic به عنوان يک گوشي چهاربانده با پشتيباني از باندهاي GSM 850 / 900 / 1800 / 1900 و 3G با پشتيباني از HSDPA 2100 / 900 طراحي شده است.

گوشي همراه نوکيا مدل 5800 XpressMusic را مي‌توان اولين گوشيFull Touch مبتني بر سيستم عامل سيمبين سري 60 ساخت نوکيا به شمار آورد. همان طور که مي‌دانيد، تا پيش از اين، نوکيا گوشي‌ همراهي را که علاوه بر بهره‌مندي از قابليت‌هاي لمسي، به سيستم عامل سيمبين سري 60 نيز مجهز باشد طراحي نکرده بود. نکته‌ي جالب توجه ديگري که در اين گوشي ديده مي‌شود موزيکال بودن آن است که همان طور که از نام آن پيدا ست به احتمال زياد با يک گوشي برتر، به همراه قابليت‌هاي خوب موسيقايي رو به رو خواهيم بود.

صفحه نمايش به کار رفته در اين گوشي يک نمايش‌گر لمسي 3.2 اينچي TFT است که رزولوشني برابر با 640×360 پيکسل دارد. از مشخصه‌هاي اصلي اين نمايش‌گر 16 ميليون رنگي مي‌توان به قابليت تشخيص دست‌خط، قابليت‌ چرخش اتوماتيک تصوير به کمک شتاب‌سنج داخلي و Proximity Sensor اشاره کرد که هنگام تماس و نزديک کردن گوشي به صورت، عمل‌کرد لمسي آن را غير فعال مي‌کند.

دوربين به کار رفته در اين گوشي يک دوربين 3.15 مگاپيکسلي است که تصاويري را با اندازه‌ي 1536×2048 پيکسل ارايه مي‌کند. اين دوربين به لنز کارل‌زايس، اتوفوکوس و فلاش مجهز مي‌باشد. هم‌چنين، به کمک آن مي‌توانيد با سرعت 30 فريم در ثانيه و کيفيت VGA فيلم‌برداري کنيد. فيلم‌برداري 30 فريم در ثانيه براي يک دوربين 3.15 مگاپيکسلي موبايل مشخصه‌ي بسيار جالب توجهي است که مطمئنا از آن استقبال خواهيد کرد.

شايان ذکر است سيستم عامل به کار رفته در اين گوشي نسخه‌ي 9.4 است که از نظر عمل‌کرد و طراحي‌ ظاهري با مدل‌هاي پيشين آن تا اندازه‌اي متفاوت است.

پشتيباني از بلوتوث نسخه‌ي 2.0 به همراه A2DP، microUSB نسخه‌ي 2.0، قابليت ارسال و دريافت پيام‌هاي SMS، MMS، اي‌ميل و IM، بازي‌هاي جاوا با قابليت دانلود بازي،‌ مرورگر WAP 2.0/xHTML و پشتيباني از فيدزهاي خبري RSS، گيرنده‌ي داخلي GPS، کارکرد A-GPS، راديو FM استريو به همراه RDS،‌ خروجي تلويزيون، خروجي 3.5 صدا، شماره‌گير صوتي، فرمان صوتي، مرورگر اسناد،‌ ويرايش‌گر عکس، T9، هندزفري داخلي، پشتيباني از Wi-Fi و جاوا از جمله مشخصه‌هايي هستند که در اين گوشي ارايه شده است.

هم‌چنين، پخش کننده‌ي کارآمد با پشتيباني از فرمت‌هاي MP3/WMA/WAV/eAAC+ براي پخش موسيقي و فرمت‌هاي MPEG4/WMV/3gp براي پخش فيلم از ديگر قابليت‌هاي برتر اين گوشي به شمار مي‌روند.

گوشي همراه نوکيا مدل 5800 XpressMusic به همراه يک قلم ارايه مي‌شود. حافظه‌ي داخلي آن نيز 81 مگابايت است که با استفاده از کارت‌هاي microSD قابل افزايش مي‌باشد. باتري مصرفي اين گوشي يک باتري يون ليتيوم mAh 1320 است که براي 406 ساعت حالت استندباي و 8 ساعت و 45 دقيقه مکالمه‌ي مفيد عمر مي‌کند.

مشخصه‌هاي اصلي گوشي همراه نوکيا مدل 5800 XpressMusic:

• يک گوشي چهاربانده با پشتيباني ازGSM و 3G
• مبتني بر سيستم عامل سيمبين سري 60 نسخه‌ي 9.4
• صفحه نمايش لمسي 3.2 اينچي 16 ميليون رنگي TFT با 640×360 پيکسل رزولوشن
• دوربين 3.15 مگاپيکسلي با اندازه‌ تصوير 1536×2048 پيکسل
• فوکوس اتوماتيک، فلاش و لنز کارل‌زايس براي دوربين
• فيلم‌برداري با سرعت 30 فريم در ثانيه به صورت VGA
• راديو FM استريو به همراه RDS
• قابليت ارسال و دريافت پيام‌هاي SMS، MMS، اي‌ميل و IM
• گيرنده‌ي داخلي GPS و کارکرد A-GPS
• پشتيباني از فرمت‌هاي MP3/WMA/WAV/eAAC+
• حافظه‌ي داخلي 81 مگابايتي با پشتيباني از کارت‌هاي microSD
• باتري يون ليتيوم mAh 1320
• ابعاد: 15.5×51.7×111 ميلي‌متر
• وزن: 109 گرم
• مدت زمان مکالمه: 8 ساعت و 45 دقيقه
• مدت زمان استندباي: 406 ساعت

مشخصات كلي گوشی موبايل
    نام گوشی موبايل Nokia 5800 XpressMusic
 نوکيا 5800 اکسپرس موزيک
    نوع گوشی موبايل ساده
    تاريخ معرفي 2008/10/02
    قيمت 358000 تومان  - خدمات طلايي 24 ماهه پارس تل
    تنوع رنگ مشکي، قرمز، آبي
    وزن 109 گرم
    ابعاد 111 × 51.7 × 15.5 ميليمتر
    بستر نرم افزاری
    شبکه GSM 850 / 900 / 1800 / 1900 و HSDPA 2100 / 900
    نسل سوم
     سیستم عامل Symbian OS v9.4, Series 60 rel. 5
     سیستم عامل ویندوز بله
     سیستم عامل سیمبین بله
     پشتیبانی جاوا بله
    مشخصات صفحه نمايش
صفحه نمایش اصلی نوع TFT touchscreen
صفحه لمسی بله
اندازه 3.2 اينچ
دقت 360 ×640 پيكسل
تعداد رنگ 16000000 رنگ
    مشخصات دوربین
    دوربين دارد
    کیفیت 3.15  مگاپيكسل
    ابعاد تصویر 2048×1536
    دوربین دوم دارد - كيفيت  مگاپيكسل
    قابلیت فیلمبرداری دارد - VGA@30fps
    فوکوس اتوماتیک دارد
    فلاش دارد
    زوم اپتیکال
    حافظه
    دفترچه تلفن دارد
    ذخيره سازي تماس ها دارد - با جزييات تا 30 روز
     حافظه داخلي 81 مگابايت
     كارت حافظه دارد
    نوع كارت حافظه microSD
    كارت حافظه همراه گوشي موبايل 8000 مگابايت
    تبادل اطلاعات
    ارسال پيام SMS - MMS - Email - Instant Messaging
    درگاه مادون قرمز ندارد
    بلوتوث دارد - نسخه‌ي 2.0 به همراه A2DP
    درگاه USB دارد - microUSB نسخه‌ي 2.0
    مرورگر اينترنت WAP 2.0/xHTML, HTML
    شبكه بيسيم (WLAN) دارد - Wi-Fi 802.11 b/g, UPnP technology
    GPRS دارد - Class 32
    HSCSD دارد
    EDGE دارد - Class 32
    3G دارد - HSDPA, 3.6 Mbps
    Push To Talk ندارد
    زنگ
    نوع زنگ پلي‌فونيک 64 کاناله و MP3
    تنظيمات زنگ دارد با قابليت دانلود
    لرزاننده دارد
    بلندگو استريو
    قابليت ها
    قابليت نمايش فايلهاي MS-Office ندارد
    قابليت نمايش فايلهاي PDF دارد
    بازي دارد با قابليت دانلود بازي‌هاي جاوا
    پخش كننده موسيقي دارد - MP3/WMA/WAV/eAAC+
    پخش كننده فيلم دارد
    قابليت ضبط صدا دارد
    راديو دارد - راديو FM به همراه RDS
    دستور صوتي دارد
    پيش بيني كلمه T9
    هندز فري / هدست دارد
    ساير قابليت ها ويرايش‌گر عکس،‌ هندزفري داخلي، خروجي تلويزيون، شماره‌گير صوتي، مرورگر اسناد، خروجي 3.5 ميلي‌متري، پخش کننده‌ي MPEG4/WMV/3gp براي فيلم، Maps 2.0 Touchنوکيا، گيرنده‌ي GPS و کارکرد A-GPS
    باتري
    نوع باتري استاندارد يون ليتيوم
    ظرفيت باتري 1320 mAh
    زمان انتظار 406 ساعت
    زمان مكالمه 8.45 ساعت
    شارژر باتري دارد
   

علی رضا مداحپور دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  نظر بدهید!

العربیه و سعی در مبتذل جلوه دادن دختران ایرانی

سایت خبری ایران: شبکه خبري العربيه که دفتر مرکزي آن در شهر دبي در امارات متحده عربي قرار دارد و منبع اصلي آن از کشور عربستان سعودي تامين مي شود، روز گذشته با تهيه گزارشي وقيحانه سعي در مبتذل جلوه دادن چهره دختران ايراني در جهان کرد.

به گزارش سرويس بين الملل سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)؛ شبکه العربيه در اين گزارش به شکل وقيحانه اي عکسهاي مختلف از دختران ايراني را نشان داده و برخي مطالب را به اصطلاح از زبان آنان نوشته است و در گوشه و کنار آن نيز برخي مطالب را خود افزوده است تا بتواند هرچه بيشتر از اين گزارش بهره برداري رسانه اي خود را کند و مخاطب را همانگونه که او مي خواهد به تحليل برساند.

براي نمونه در ابتداي اين گزارش عکس دختري به نام زيبا را قرار داده و نوشته: بلند کردن مو، بدن سازي، بزرگ کردن......،برنزه کردن پوست و ...؛ کارها يي است که زيبا انجام داده و اين در حاليست که در خيابان فقط دو دست و صورت وي پيداست!

در ادامه اين گزارش عکس دختري با عنوان يک همجنس باز را گذاشته و نوشته: اين فرد 25 ساله که دانشجوي هنر است تاکنون عمل جراحي بيني و ........را انجام داده است و اکنون که ما با وي ملاقات مي کنيم در يکي از مطب هاي پزشکي در شمال تهران نشسته و مي خواهد رنگ پوست خود را برنزه کند تا به قول خودش جذاب تر شود


در ادامه اين گزارش وقيحانه آمده: شکوفه 35 ساله که يک دندان پزشک است و در جامعه اي زندگي مي کند که زن و مرد با يکديگر اختلاط ندارند!، هر ماه حدود هزار دلار براي ظاهر خود هزينه مي کند و هر جلسه حدود 11 دلار براي برنزه کردن بدنش هزينه مي کند و از کرم 250 دلاري که ساخت فرانسه است براي پوست خود استفاده مي کند و مي گويد که مي خواهد زيبا باقي بماند تا بتواند به زندگي با همسر خود ادامه دهد.

در اين گزارش همچنين آمده: مهتاب ،جامعه شناس است و معتقد است که زنان براي حفظ جايگاه خود در جامعه به زيبايي و ظاهر خود اهميت مي دهند!

العربيه که قصد دارد به مخاطب خود دوري جوان ايراني از هويت اصيل خود را ديکته کند در اين گزارش همچنين آورده : عمل زيبايي فقط توسط خانواده هاي ثروتمند صورت نمي گيرد، بلکه حتي معلمان که فقط 200 دلار حقوق ماهيانه دريافت مي کنند نيز اقدام به چنين کارهايي مي کنند، مثلا خانم هستي 30 ساله که يک خانه دار است خودروي خود را فروخت تا 5 هزار دلار بدست بياورد و براي زيبايي خود هزينه کند.

در اين گزارش همچنين نوشته شده: ميترا ، جراح پوست و زيبايي مي گويد که دختران و زنان ايراني همواره مايلند پوست خود را بدون چروک نگهدارند بنابراين از آمپولهايي به نام پوتوکس استفاده مي کنند که قيمت هريک از آن 200 دلار است و پزشک ديگر که ترجيح داد نامش فاش نشود اعلام کرده که عمل بزرگکردن ...حدود 10 هزار دلار هزينه دارد و بيشتر توسط دختران خانواده هاي ثروتمند صورت مي گيرد و من هر روز حداقل يک مشتري دارد.!

7x3ifqp


 

در پايان اين گزارش مي نويسد: عمل زيبايي تنها را جوان و زيبا شدن نيست بلکه با بلند کردن مو نيز که حدود 25 دلار در آرايشگاههاي زنانه تهران هزينه دارد، دختران ايراني !مي توانند خود را زيباتر و جوانتر و مانند دختران غربي نشان دهند مثلا مريم 25 ساله که دختر يک تاجر است مي گويد الان احساس مي کنم مثل آنجلا جولي!! شده ام.

نگارنده اين گزارش هرچند سعي کرده با توجه به سياستي که براي تهيه آن به وي ديکته شده است مطالب خود را مستند بيان نمايد اما انتخاب عکس هاي آن به گونه اي آماتوري از اينترنت و بعضا از عکسهاي سالها پيش موجود در برخي سايت ها کذب بودن آن را به صراحت نشان مي دهد.

تهاجم به اين شکل از سوي برخي رسانه هاي وابسته به جريانات ضد ايراني ، هرچند تازگي ندارد اما در صورت کوتاهي مسئولان در برخورد با آن راه به ناکجا آباد خواهد داشت .

قطعا توهين به دختران و پسران ايراني بدون واکنش مسئولان به هيچ وجه قابل اغماض نيست و توقف فعاليت العربيه در ايران حداقل برخورد با اينگونه جوسازي هاي رسانه اي است

علی رضا مداحپور دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388  نظر بدهید!

تاجر روس "سمند ال ایکس" 950 میلیونی با بدنه طلا خريد

تصادف خاور حامل سمند LX، انتقال پنهاني اتومبيل 950 ميليون توماني به آن سوي درياي خزر را فاش كرد.

به گزارش «شفاف» اين سمند LX استثنايي كه بدنه آن روكش طلا است، قرار بود بدون سر و صدا و جنجال خبري از طريق بندر انزلي به روسيه فرستاده شود، اما انتشار عكس‌ها و تصاوير بلوتوثي، برنامه‌ها و تدابير امنيتي صاحبانش را بر هم زد.

بنابراین گزارش صبح روز پنج‌شنبه 16 اسفندماه، به دنبال آسيب‌ديدگي شديد خاور حامل محموله در تصادف با يك وانت نيسان در جنوب تهران، سمند طلايي قدم بر تهران گذاشت و مجبور شد تا براي چند ساعت در پايتخت گشت بزند.

اين سمند طلايي كه توسط دو شريك طلاكار و در اصفهان تيونينگ شده، از سوي هيچ‌يك از شركت‌هاي بيمه كشور تحت پوشش قرار نگرفته و انتقال آن از اصفهان تا تهران و سپس بندر انزلي، با مشكلات و دردسرهاي بسياري همراه بوده است.

با توجه به اين كه اين محموله حدود 1 ميليون دلار (950 ميليون تومان) مي‌بايست پيش از آغاز تعطيلات نوروزي به گمرك تحويل مي‌شد، پس از يك روز اقامت در تهران، اكنون روي آب و در راه بندر آستاراخان روسيه است.

به گزارش «شفاف» و به نقل از نشریه دنیای خودرو، «فرزاد فخرالدين»، يكي از صاحبان سمند طلايي در گفت‌گو با يك نشريه خودرویی ایران، درباره جزئيات اين محموله توضيح داده است:

تصادف خاور، چطور اتفاق افتاد؟
بي‌احتياطي راننده وانت نيسان باعث آن حادثه شد. كاري هم از كسي ساخته نبود. او بدون زدن راهنما، ناگهان تصميم گرفت داخل خروجي اتوبان بپيچد.

سمند طلايي در اين تصاف آسيبي ديد؟
خوشبختانه چون اطراف آن را با حجم زيادي از فيبر فشرده پر كرده بوديم، اتفاقي نيفتاد. اما خاور ديگر قادر به حركت نبود. سمند را از پشت آن خارج كرديم و به دنبال يك خاور جديد و سالم گشتيم.
 

ايده اتومبيل طلايي از كجا آمد؟
در اخبار تلويزيون و اينترنت، اتومبيل‌هايي مانند پورشه 911 و مرسدس طلايي را ديده بوديم. چند ماه قبل فكر كرديم كه ما هم خودرو داريم و هم طلا. پس چرا خودمان يك اتومبيل طلايي نداشته باشيم.

تمام بدنه اين سمند از طلا است؟
خير. فقط روي قاب كاپوت، صندوق عقب، درها و گلگيرها كار كرديم و به سقف و ستون‌ها و همچنين جز آينه‌ها به اجزاي لاستيكي مانند سپرها دست نزديم.

چرا؟ فرصت‌تان كم بود؟
ما محدوديت زماني نداشتيم. اما در هر حال چون از مسايل فني و اتومبيل‌ساطزي اطلاع نداريم، نمي‌توانستيم با تغيير نصب سپرهايي از جنسي ديگر، ايمني خودرو را با خطر مواجه كنيم. به همين علت بود كه سمند با رنگ نوك‌مدادي را انتخاب كرديم تا تناسب آن با رنگ طلا، كافي نباشد.

ابتدا سفارش گرفتيد، يا بعد از اتمام كار به دنبال مشتري گشتيد؟
تقريبا هر دو! به ما گفتند اگر اتومبيل طلايي بسازيد، آن را مي‌خريم.

چرا سمند؟
براي اين كه ايراني است و همه آن را مي‌شناسند.

مشتري آن هم ايراني است؟
خير. سمند از چد سال قبل به روسيه صادر مي‌شود و الان خريدار سمند طلايي هم يك فرد روس است كه قرار نيست با اتومبيل طلايي‌اش در شهر گشت بزند. آن را براي كلكسيون خودش مي‌خواهد. اما با اين حال به سپرها دست نزديم.

همه ايراني‌ها از پيكان خاطره‌هاي زيادي دارند. مي‌توانستيد اين طرح را روي اين خودرو پياده كنيد. نظرتان چيست؟
تصميم گروه، اين بود كه روي LX كار كنيم و كسي هم مخالفتي نداشت. در هر حال، خودرو ملي است و همه آن را مي‌شناسند.
 

چه مقدار از مبلغ توافق شده را از مشتري دريافت كرده‌ايد؟
هنوز پرداختي صورت نگرفته. بايد صبر كنيم تا محموله ابتدا به آنجا برسد، بعد رابط ما ترتيب باقي امور را مي‌دهد.

سود حاصل از معامله نسبت به هزينه‌ها و وقت صرف شده براي LX طلايي، برايتان به صرفه خواهد بود؟
بخشي از جلو داشبورد اين اتومبيل، خاتم‌كاري شده و هنوز به هنرمندي كه اين كار را انجام داد، بدهكار هستيم. اما بعد از پايان معامله و رسيدن پول، با او تسويه‌حساب مي‌كنيم و سود خودمان را هم برمي‌داريم.

غير از اين موارد، چه كارهاي ديگري روي خودرو انجام داده ايد؟
من هميشه پيش خودم فكر مي‌كردم، خودرويي مانند سمند كه نشانگر مليت ما در صنعت است، بايد داراي بخشي از نمادهاي فرهنگي‌مان باشد. براي همين هم در تزئينات داخلي به ‌خاتم‌كاري پرداختيم و حتي تنها به اين مورد بسنده نكرديم. مثلا در كف خودرو هم از فرش زيبايي استفاده كرديم.

كارهاي شما فقط در تزئينات داخلي بوده؟
خير. موتور خودرو را هم تقويت كرديم. پلت‌فرم سمند، همان پلت‌فرم پژو 405 است. يعني اتاق 4 پژو براي همين موتور پژو 407 و گيربكس‌اش را مي‌توان روي خودرو سمند نصب كرد. ما همين كار را كرديم.

شما كه گفتيد از مسايل فني خودرو، سر رشته نداريد. چطور پلت‌فرم را عوض كرديد؟
خيلي اتفاقي بود. هنگامي كه درگير طلاپوش كردن بدنه خودرو بوديم، با يك توريست فرانسوي آشنا شديم كه براي گردش به اصفهان آمده بود. با او هم‌كلام شديم و او هم گفت يكي از مهندسان قسمت موتور كمپاني پژو است و مي‌تواند به ما كمك كند تا كارهاي بهتري انجام دهيم. البته پول زيادي هم به خاطر اين كار از ما گرفت.

چرا با رسانه‌ها صحبت نكرديد؟
از ابتدا چنين قراري نداشتيم. حضورمان در تهران، گذري بود. قصد شلوغ كردن قضيه را هم نداشتيم. مسوول تيم اسكورت هم مخالف بود.

فكر نمي‌كنيد كه جنجال رسانه‌اي براي چنين خودرويي، مي‌توانست جالب باشد؟
نه! فقط امنيت محموله را به خطر مي‌انداخت. ما كلي تلاش كرديم تا كسي متوجه چيزي نشود.

پس چطور در خيابان‌هاي تهران، آزادانه گشت زديد؟
ما اين كار را نكرديم.

اما عكس‌هايي كه ما در اختيار داريم، نشان مي‌دهد در تهران چرخيده‌ايد. اين را هم تكذيب مي‌كنيد؟
ما فقط به خيابان عباس‌آباد رفتيم تا با چند نفر از نمايشگاه‌دارهاي آنجا صحبت كنيم. خلاف كه نكرد‌ايم!

ريسك بزرگي نبود؟
تيم حفاظت اطراف ما بودند و نگراني زيادي نداشتيم.

فكر نمي‌كنيد بهتر بود اين اتومبيل را در موزه قرار دهيد؟
مطمئن هستيم كه كسي پولش را نمي‌داد و آن را نمي‌خريد. الان خيلي از اتومبيل‌هاي قديمي هم در موزه خودرو، خاك مي‌خورند.

در آينده، باز هم روي اتومبيل ديگري كار مي‌كنيد؟
اگر مشتري داشته باشيم، كار مي‌كنيم. با توجه به اين كه سمند هم تجربه نخست‌مان بود و الان ايده‌هاي ديگري هم داريم. به اين نتيجه هم رسيدم كه اگر روزي ايران‌خودرو سمندLX طلايي رنگ توليد كند، مطمئن باشيد كه مشتري آن، خودم خواهم بود.
نظرات کاربران فراموش نشود
پایگاه شفاف

علی رضا مداحپور یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  نظر بدهید!

پس از مدتها سکوت، زرینچه:عوامل دستگیر شده در عرصه مطبوعات را تحت فشار قرار دهید تا برخی حقایق روشن ش

کاپيتان اسبق تيم فوتبال استقلال تهران گفت: مسائلي در گذشته اتفاق افتاده که مخفي کردن آن تنها به ضرر فوتبال ايران خواهد بود. جواد زرينچه افزود: به عنوان يک مربي همواره از انتقادات سازنده استقبال مي‌کنم و از همه افرادي که در راه بهتر شدن شرايط تيمم تلاش کرده و منصفانه و سازنده انتقاد مي‌کنند تشکر مي‌کنم اما، پس از بازي استقلال با الاتحاد و شکست بدي که اين تيم متحمل شد، آقايان از انتقادي که به عملکرد تيم داشتيم ناراحت شده و واکنش بدي نشان دادند.


وي افزود: اگر من زرينچه که 450 بازي در 14 سال براي استقلال انجام داده‌ام و کاپيتان تيم‌ملي و استقلال بوده‌ام، از تيم محبوبم که سال‌ها عمرم را در اين باشگاه سپري کرده‌ام انتقاد نکنم، پس چه کسي بايد در جهت پيشرفت اين تيم صحبت کند؛ من خواستم با اين صحبت‌ها به قلعه‌نويي بگويم که قبل از وي سرمربي استقلال بوده‌ام و انتظار نداشتم انتقاد ما را که از سر دلسوزي و صداقت بود، آن طور جواب دهد.


زرينچه در مورد مسائل مطرح شده پيرامون بازي استقلال و استقلال اهواز و ماندن تيم اهوازي در ليگ برتر  گفت: استقلال اهواز با هدايت امير قلعه‌نويي نياز به 4 امتياز داشت تا در ليگ برتر باقي بماند؛ تيم ما هم در شرايطي بود که نتيجه اهميتي برايش نداشت و آن قدر تيم استقلال را کوبيده بودند که شرايط براي ما فرقي نمي‌کرد؛ در آن بازي شرايطي بوجود آمد تا بازي با استقلال اهواز حساسيتي براي ما نداشته باشد؛ از طرفي تماشاگران اهوازي هم شب قبل از بازي تا صبح جلوي هتل ما بودند و گريه مي‌کردند؛ من نمي‌دانستم با بازيکنان من هم قبل از بازي صحبت کرده‌اند و بعد فهميدم به چه دليل بهترين بازيکنم در دقيقه 20 خودش را به زمين زد و تعويض شد و يا عده‌اي از بازيکنان در آن بازي در زمين راه مي‌رفتند.


وي در خصوص شايعات مطرح شده در مورد ارتباط مديرعامل پيشين استقلال با مسائل مطرح شده اظهار کرد: فتح‌الله زاده را از سال 80 که سرمربي استقلال بوده ام، نديده‌ام و آن زمان هم تنها يکي دو بار به دفتر وي رفتم؛ اين مسائل و تشکيل باند بر عليه استقلال نه به من زرينچه که 14 سال در اين تيم بوده‌ام مي‌چسبد و نه به فتح‌الله زاده که خود يک استقلالي است؛ با نفراتي هم که در اين رابطه صحبت کرده‌اند هم هيچ ارتباطي ندارم و تنها خواستم با اين صحبت‌ها جايگاه هر کس مشخص شود.


مربي اسبق تيم استقلال در پاسخ به اين سوال که آيا مستنداتي براي اثبات صحبت‌هاي خود دارد؟ گفت: قبل از تعطيلات نوروز يک سري اتفاقات جالبي افتاد و در اين رابطه عده‌اي هم دستيگر شدند؛ خواهش مي‌کنم عوامل مربوطه، اين افراد را کمي تحت فشار قرار بدهند تا معلوم شود با چه مربياني کار مي‌کردند و آنجا به طور کامل تکليف فوتبال ايران روشن مي‌شود.


زرينچه افزود: "توني شوماخر" در مورد فوتبال آلمان چندي پيش مطلب نوشت و به دنبال آن مسائلي روشن شد؛ 4-5 سال پيش هم همه ديدند که چه مسائلي در فوتبال ايتاليا و پيرامون باشگاه يوونتوس اتفاق افتاد؛ در فوتبال ايران وقتي مي‌گويند به داوران پيشنهاد رشوه مي‌دهند و يا مسائل اينچنيني مشاهده مي‌شود، ديگر صحبتي باقي نمي‌ماند.


وي تصريح کرد: در همان سال که در استقلال مربي بودم، آقايان خيلي راحت قانون را براي يکي از تيم‌ها تغيير دادند و چند بازيکن از تيم پاس به عنوان يار کمکي به آن تيم کمک کردند؛ يا گل سالم احمد مومن زاده به ابومسلم را آقاي ابهران خيلي راحت مردود اعلام کرد چراکه، آن گل بايد مردود اعلام مي‌شد و استقلال نبايد آن بازي را مي‌برد؛ در بازي با استقلال اهواز هم از هر طرف از ما خواهش‌هايي مي‌شد.


زرينچه تصريح کرد: يک نمونه ديگر اين اتفاقات در داربي اخير تهران افتاد و ابراهيم توره به دليل سه اخطاره شدن، اين بازي را از دست داد؛ الان به خاطر استقلال و اينکه در کورس قهرماني قرار دارد بيشتر در مورد اين مسائل صحبت نمي‌کنم اما، در پايان ليگ همه چيز را روشن خواهيم کرد تا حقايق و جايگاه هر کس مشخص شود.


کاپيتان اسبق تيم فوتبال استقلال تهران در مورد شکايت امير قلعه‌نويي از وي گفت: من ترسي از اين شکايت‌ها ندارم؛ همواره سعي کرده‌ام صادق باشم؛ مطمئن باشيد اگر شکايتي در کار باشد، مسائلي را بازگو خواهم کرد که هنوز هيچ جا بيان نکرده‌ام.


زرينچه در پايان در مورد صحبت‌هاي سرمربي استقلال در مورد حضور زرينچه در مدرسه فوتبال قلعه‌نويي و درخواست حضور در نيمکت استقلال، اظهار کرد: من آدمي نيستم که دنبال کسي بروم؛ آن زمان فتح‌الله زاده مديرعامل استقلال بود و از طرف قلعه‌نويي به دنبال من آمدند و من حسن نيت نشان دادم و براي کمک به استقلال به مدرسه فوتبال قلعه‌نويي رفتم اما، وقتي ديدم شرايط مهيا نيست و فهميدم که استقلال شرايط خطرناکي دارد، رفتم و ديگر به فکر بازگشت به استقلال نيفتادم؛ خوشبختانه مردم ما به خوبي من را مي‌شناسند و مسائل فوتبال را درک مي‌کنند

پارس فوتبال

 

علی رضا مداحپور یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  نظر بدهید!

نرم افزار BitStream Bolt v0.84 - مرورگر اینترنت موبایل با سرعت بالا

توسط این نرم افزار جاواکه به تازگی عرضه شده است می توانید در اینترنت توسط موبایل خود به گشت و گذار بپردازید. نرم افزار فوق که قابل استفاده بر روی کلیه گوشی های موبایل می باشد برتری هایی نسبت به نرم افزار Opera Mini دارد که در ادامه با برخی از ویژگی های این نرم افزار آشنا می شوید :

- قابلیت بزرگنمایی قسمت مورد نظر سایت
- عدم افت سرعت گوشی در هنگام استفاده
- قابلیت دیوارآتش و رمزنگاری جهت امنیت
- پشتیبانی از ای جکس و فلش ویدئو
- و ...


نرم افزار Bitstream_BOLT مرورگر وب - www.Ir-Tci.org


.
 دانلود - با حجم 165 کیلوبایت
 پسورد : www.ir-tci.org

علی رضا مداحپور یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  نظر بدهید!

بالا گرفتن بحث تباني در فوتبال ايران

گروه ورزش،ميثم فرزيان؛ جواد زرينچه کوتاه بيا نيست. او که چند وقت پيش با متهم کردن امير قلعه نويي به تباني در دوره دوم ليگ برتر يکي از پرحاشيه ترين بحث هاي فوتبال ايران را کليد زد، حتي با وجود شکايت رسمي سرمربي استقلال به مراجع قضايي حاضر به عقب نشيني نيست و همچنان بر مواضعش پافشاري مي کند. کاپيتان سابق استقلال که در مدت بازيگري اش به عنوان چهره يي محبوب شناخته شده است، در برنامه جمعه شب «ورزش از نگاه دو» به صورت تلفني روي آنتن رفت تا ضمن پافشاري بر اظهارات گذشته اش به مصاحبه هاي قلعه نويي و علي نظري جويباري پاسخ دهد. او در بخشي از برنامه با اشاره به صحبت هاي امير قلعه نويي که مدعي شده بود با وضو دست روي قرآن خواهد گذاشت تا ثابت کند حرف هاي زرينچه حقيقت ندارد، مي گويد؛ «شکر خدا ما احتياج به وضو نداريم و دست روي قرآن نمي گذاريم.» زرينچه در ادامه گفت وگوي تلفني يک بار ديگر در تشريح ماجراي بازي استقلال تهران و استقلال اهواز مي گويد؛ «ايشان غامير قلعه نوييف از من خواستند در آن مصاف برابر استقلال اهواز جدي نباشيم و با اين کارش سر من کلاه گذاشت. البته شرايط استقلال اهواز هم در آن دوران فرق داشت. اين تيم براي ماندن در ليگ برتر به چهار امتياز نياز داشت که سه امتيازش را از ما گرفت.» زرينچه سپس با يادآوري خاطرات پيش از آن مسابقه مي گويد؛ «به خاطر دارم آن شب طرفداران تيم استقلال اهواز تا صبح پشت در هتل محل اقامت مان گريه مي کردند و آن روز تنها روزي بود که آنها از باخت استقلال تهران خوشحال شدند.» زرينچه در بخشي ديگر از اين گفت وگو با رد سخنان محمدحسين قريب که موضوع تباني را تکذيب کرده بود، مي گويد؛ «اصلاً در آن زمان آقاي قريب هنوز مديرعامل استقلال نبود و علي فتح الله زاده اين سمت را برعهده داشت.» بازيکن سابق استقلال و تيم ملي فوتبال در ادامه به ارائه کدهايي مي پردازد که براي اثبات حرف هايش نقش بسيار موثري را ايفا مي کنند؛ «قبول کنيد اين اتفاق افتاده است. حالا چه صحبت هايي با بازيکنان من در آن زمان شده است دقيقاً نمي دانم، اما مطمئن باشيد وقتي محمد نوازي اينچنين صراحتاً درباره آن مسابقه و اتفاقات مربوط به آن حرف مي زند، نه قصد خراب کردن قلعه نويي را داشته و نه قصد بزرگ کردن مرا.» اشاره بعدي زرينچه حاوي نکته هاي ريزتري است؛ «در آن مسابقه بهترين بازيکن من که نمي خواهم اسمش را به زبان بياورم در دقيقه 20 از زمين بيرون آمد. حالا خودتان پيگيري کنيد تا ببينيد چه کسي در دقيقه 20 بازي تعويض شد. البته از برملا شدن اين اتفاق و اتفاقات مشابه خوشحالم چرا که با روشن شدن آن، حداقل مشخص مي شود چه اتفاقاتي در فوتبال ايران رخ مي دهد.» زرينچه به اتفاقات پس از بازي هم اشاره مي کند؛ «ما براي فصل بعد با آقاي فتح الله زاده در دفترشان صحبت کرديم و قرار و مدار فصل بعد را گذاشتيم.

اما درست فرداي همان روز يک مرتبه او عوض شد و محمدحسين قريب روي کار آمد. حتي پس از اين علي نظري جويباري به من زنگ زد تا بگويد باشگاه منصور پورحيدري را نمي خواهد و اگر به من پيشنهادي شد بگويم تنها در صورت ماندن پورحيدري حاضر به همکاري خواهم بود. من هم وقتي به دفتر مديرعامل جديد رفتم و شنيدم پورحيدري نيست، پيشنهاد باشگاه را قبول نکردم.» زرينچه که به نظر مي رسد پس از شنيدن موضوع شکايت رسمي امير قلعه نويي و باشگاه استقلال هم قصد کوتاه آمدن ندارد، در پايان صحبت هاي تلفني اش به مجري برنامه «ورزش از نگاه دو» مي گويد؛ «من پاي حرفم هستم. آنها هم گفته اند شکايت مي کنند ولي من پاي اين شکايت نيز هستم. بگذاريد لااقل از اين طريق آقايان تحت فشار قرار بگيرند و واقعيت امر را برملا کنند تا از اين طريق مربياني که اهل زد و بند هستند، معرفي شوند.»

اظهارات مشابه در مورد تباني

اظهارات جواد زرينچه در همان ابتداي کار خيلي زود واکنش هاي متفاوتي از جانب مربيان، بازيکنان و مديران رده اول باشگاه استقلال را در پي داشت.محمد نوازي، عليرضا اکبرپور و ستار همداني از جمله بازيکناني بودند که به طور تلويحي در گفت وگو با رسانه ها ضمن تاييد ادعاهاي زرينچه از تباني سخن گفتند. در مقابل عده يي ديگر که بيشتر در زمره مديران محسوب مي شوند با نکوهش زرينچه به تکذيب ماجرا پرداختند. علي فتح الله زاده خويي مديرعامل وقت استقلال از جمله آخرين نفراتي است که پايش به ماجرا باز شد. او با وجود اينکه احتمال صحت داشتن ماجراي تباني را به طور کلي رد نمي کند، در مقام يک مديرعامل مي گويد؛ «اگر اين اتفاق رخ داده باشد موضوعي خصوصي و پنهاني ميان بازيکنان تيم و افرادي از تيم استقلال اهواز بوده است. اگر اين اتفاق افتاده بازيکناني که در آن روز اسباب شکست استقلال را فراهم کرده اند بايد در قبال طرفداران پرشمار باشگاه پاسخگو باشند.» مدتي پيش نيز محمد مايلي کهن سرمربي جديد تيم ملي در خلال کنفرانس خبري پس از بازي سايپا و استقلال اهواز اشاره يي به موضوع تباني داشت. رفته رفته با بالا گرفتن بحث افراد ديگري نيز با مطرح کردن اتفاقاتي مشابه بازي استقلال تهران و استقلال اهواز رنگ و بوي جدي تري به موضوع دادند.پرويز مظلومي و عبدالرضا برهاني نژاد سرمربي و مديرعامل مس کرمان از جمله اين افراد هستند. مظلومي در گفت وگو با ايسنا از برقراري برخي تماس هاي مشکوک با بازيکنان تيمش خبر مي دهد؛ «متاسفانه تماس هاي مشکوکي با بازيکنان ما براي انجام تباني در مواردي از اين دست گرفته شد اما همه بدانند مس به فکر بازي جوانمردانه است و همه بازيکنان ما توجيه شده اند.» مديرعامل مس نيز حرف هايي مشابه به مهر زده است؛ «متاسفانه به بنده خبر داده اند اين روزها از سوي چند باشگاه با بازيکنان مس تماس گرفته و از آنها خواسته اند در زمين طوري عمل کنند که اين تيم شکست بخورد.» برهاني نژاد اضافه مي کند؛ «تمام اين مسائل را به صورت مکتوب به فدراسيون فوتبال اعلام مي کنيم و از اين باشگاه ها شکايت خواهيم کرد.» البته پيش از اين و در خلال بازي مس و استقلال تهران باشگاه کرماني ادعاهاي مشابهي را مطرح کرده بود. امير عابديني مديرعامل داماش گيلان نيز با انجام يک گفت وگو درباره احتمال وقوع تباني در ليگ برتر هشدار مي دهد. او که تيمش در سه بازي باقي مانده ليگ با خطر سقوط به دسته پايين تر مواجه است به شکست سايپا از استقلال اهواز و پيام مشهد اشاره مي کند و مي گويد؛ «سايپا دو بازي را به تيم هاي ته جدولي استقلال اهواز و پيام خراسان مي بازد و مي گويند قصد داشته اند تيم شان را براي سال آينده آزمايش کنند. اين مساله دور از فرهنگ حرفه يي ورزش است و مي تواند معناي ديگري هم پيدا کند. آنها در اين دو بازي با ترکيبي به ميدان رفته بودند که نه براي برد بود نه براي مساوي.»

حساسيت ويژه در بازي هاي باقي مانده ليگ

سه بازي تا انتهاي فصل جاري رقابت هاي ليگ برتر کشور باقي مانده است. استقلال تهران و ذوب آهن اصفهان در صدر جدول جدال تنگاتنگي براي کسب عنوان قهرماني دارند. در انتهاي جدول نبردي مشابه بين داماش گيلان، پيام خراسان، استقلال اهواز و برق شيراز اين بار براي بقا در جريان است. همين مساله باعث مي شود حساسيت ها به اوج برسد و مطرح شدن بحث تباني در فوتبال، فدراسيون و کميته انضباطي را متقاعد کرده است که با وسواس بيشتري بر اتفاقات نظارت داشته باشند و در نخستين اقدام مجتبي شريفي رئيس کميته انضباطي با احضار امير قلعه نويي، جواد زرينچه و محمد نوازي خواستار ارائه مدارکي براي اثبات ادعاهايشان شد. بر اين اساس کميته انضباطي روز سه شنبه 25 فروردين تشکيل جلسه مي دهد تا به موضوع تباني در دوره دوم ليگ برتر رسيدگي کند. مجتبي شريفي در اين باره مي گويد؛ «در صورتي که زرينچه و نوازي بتوانند ادعاي خود را اثبات کنند، مطابق با مستندات راي صادر خواهد شد اما در صورتي که اين اتفاق نيفتد و گفته هاي آنها ثابت نشود، مطابق مواد 47 و 33 برخورد خواهد شد.»او اظهارنظر بيشتر در اين خصوص را به بررسي پرونده در جلسه روز سه شنبه و حضور طرفين در کميته انضباطي موکول مي کند.

روزنامه اعتماد

علی رضا مداحپور یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388  نظر بدهید!

دولت به مردم گزارش دهد 270 ميليارد دلار پول نفت كجا و چگونه هزينه شده

مير حسين موسوي، كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در جمع مسئولان ستادهاي انتخاباتي استاني خود به بيان صريح مواضع و انتقاداتش نسبت به روند موجود و عملكرد دولت نهم پرداخت.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، مير حسين در سخنراني تند خود، نخست به وجود خطراتي براي كشور با روند موجود اشاره نمود و گفت: روندها، روندهای مناسبی برای پیشرفت کشور نیست و خطراتی متوجه کشور است و برنامه‌هایی که اجرا می‌شود، شایسته خواسته‌های بحق مردم نیست و اضافه کرد، حرکت‌ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافی که انقلاب اعلام و ظرفیت‌هایی که انقلاب ایجاد کرده، نیست و چه بسا انحرافاتی هم در این زمینه باشد.

سپس موسوی با طرح این پرسش که آیا اسلامی که معرفی می‌کنیم در برخی برنامه‌هایمان، با آنچه اول انقلاب می‌گفتیم، سازگاری دارد یا نه، تأکید کرد: اضافه‌ بر آن، مشکلاتی هم در سطح کشور داریم که به ویژه اگر برخی از آنها ادامه یابد، خطرزاست.

مير حسين ادامه داد: نمی‌خواهم بگویم این مشکلات عمدی است یا بنا بر سوءنیت رخ می‌افتد، اما به هر دلیلی، آثارش برای کشور ما خطرزاست. به همین دلیل، باید به آنها توجه کنیم، از جمله این موارد بی‌اعتنایی به قانون است که مهمترین مشکل کنونی به شمار می‌رود.

موسوی توضیح داد: اگر ما در کشور عادت و رویه‌ای ایجاد کنیم که ارکان نظام و آنچه طراحی کردیم، نفی شود و عادت کنیم قوانین و مقرراتی برای ما مصوب شود و ما آنها را دور بزنیم و چون با سلیقه ما سازگار نیست، رعایت نکنیم و این کار پنج یا ده سال ادامه پیدا کند، معلوم نیست که در این مدت چه چیزی برای نظام باقی می‌ماند. در شرایطی که قانون، مجلس و مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام بی‌اعتبار می‌شود و این رویه و عادت ‌شود، همه چیز برای چنین کشوری امکان‌پذیر است و هر نوع اتفاقی را می‌توان پیش‌بینی کرد.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس افزود: در ارایه بودجه، درباره پاسخگویی به گزارش‌های دیوان محاسبات، مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام و در رابطه با نوع برخورد ما با اسناد فرا دستی مثل سند چشم‌انداز بیست ساله یا برنامه چهار ساله و... مواردی را می‌یابیم که در آنها به طور روشن از الزامات این نوع اسناد و قوانین سرباز زدیم.

موسوی ادامه داد: دیوان محاسبات به عنوان مهمترین دستگاه ناظر به بودجه کشور گزارش می‌دهد و بحث چند هزار تخلف که در بخشی از آنها فراتر رفتن از قوانین و عدم واریزی یک میلیارد و 150 میلیون دلار به خزانه کشور وجود دارد، مطرح می‌شود. اگر دقت کنیم می‌بینیم که مهمترین وظایف مجلس تصویب بودجه و نظارت بر نحوه اجراست.
مجلس از طریق بودجه، دولت را کنترل و سیاست‌هایش را اعمال می‌کند. برای درست اجرا شدن این بودجه، دستگاه عریض و طویلی مطابق قانون داریم که در مجلس عمل می‌کند که شاید مهمترین دستگاه نظارتی کشور باشد. گزارشی می‌دهد که رسمی هم هست، در این موارد، اگر ما موضوع را هم قبول نداشته باشیم، باید دلایل و اسناد و مدارک روشنی ارایه دهیم که به طور مشخص در کدام مورد دیوان محاسبات اشتباه کرده است، ولی می‌بینیم دوباره ادعا می‌شود چنین چیزی نبوده و دیوان محاسبات کشور آشکارا در سطح عموم مطرح می‌کند که دولت این میزان تخلف را داشته است و حتی حاضریم در صدا و سیما هم مناظره کنیم.

موسوی گفت: بالاخره تخلفی در این جا رخ داده است. خود این مسأله در سطح عموم مطرح می‌شود و غیر از مضمون این مسأله که اشاره کردم، ظاهر قضیه این است که بالاخره مجلس الزامی کرده است که اجرا نمی‌شود و پاسخ درست داده نمی‌شود. فرض کنید این مسأله ده، بیست، سی بار تکرار و تخلف از قانون یک رویه شود. فکر نمی‌کنید در آن شرایط همه چیز امکان‌پذیر است که رخ دهد؟

مهمترين بخش سخنان موسوي اشاره به موضوع درآمدهاي نجومي چند ساله اخير دولت بود.

وي گفت: مردم مي‌پرسند در این سه، چهار سال اخیر ما به اندازه یک‌سوم کل درآمد نفتی کشور در عرض سی سال درآمد داشتیم و این پرسش هنوز برای ما باقی مانده که این پول کجا خرج شده است؟ نمی‌خواهم وارد این بحث شوم که پول خوب یا بد خرج شده است. تنها می‌خواهیم لیست و سندی به مجلس و ملت داده شود که ما حدود 270 میلیارد دلار پول نفت را کجا هزینه و صرف چه کردیم؟

وی ادامه داد: از مشکلاتمان این است که بر خلاف عهدی که با مردم داشتیم که همه چیزمان در برابر مردم شفاف و روشن باشد، همواره به سمت پنهانکاری بیشتر در مقابل مردم پیش می‌رویم؛ نمونه‌اش هم همین مسائل است که عرض کردم. آنها که فرنگ نشسته‌اند و محاسبات دقیقی دارند، یقینا می‌توانند محاسبه کنند که ما چقدر ذخیره ارزی داریم یا نداریم، ولی کارشناسان مسئول و دلسوز کشور و نمایندگان کشور و مردم ما، به دلیل این‌که اطلاعات پنهانی و سری است، اطلاعی از آن ندارند.

فقط صرف گفتن این که «برای چند دوره دولت‌های بعدی هم ذخیره ارزی داریم» که نمی‌تواند قانع‌کننده باشد، زیرا بر پایه آگاهی و واقع‌بینی، ملت می‌تواند راه خود را برگزیند. به فرض که ما اشتباه کرده و ذخایر ارزی را جای خوبی هم صرف نکرده باشیم و ریخت و پاش هم کرده باشیم و از بین رفته باشد، حق مردم این است که از آن آگاهی داشته باشند. باید بدانیم مردم با حکومت و نظام دشمن نیستند، ولی طالب صداقت و شفافیت هستند.
 
وی یکی از دلایل فساد در کشور را نبود شفافیت خواند و بیان کرد: شفافیت‌سازی، نکته‌ای است که ما باید در سطح ملی دایم خواستار آن شویم تا هر دولتی را که در آینده می‌آید، شاید برای این قضیه متعهد کند. ما باید به سمت شفافیت کامل پیش برویم و مردم را محرم بدانیم. اطلاعات مربوط به بودجه، ارز، معاملات نفتی و پیمان‌هایی که داده می‌شود، باید در اختیار مردم قرار گیرد، اما امروز حتی گاهی این اطلاعات در اختیار متخصصان هم قرار نمی‌گیرد. ما از مافیای نفتی بحث کردیم، اما امروز که این جا نشسته‌ایم به هیچ وجه دست ما به اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهای نفتی نمی‌رسد و حتی مجلس هم از بسیاری از این قراردادها آگاهی ندارد. اینها باید برای مردم بازگو و گفته شود، این به سود مردم است.

وی با بیان این که متأسفانه پنهان کردن اطلاعات تبدیل به یک تکنیک شده است، گفت: نظام اجرایی و اقتصادی ما واقعا به راه درست نمی‌رود، مگر این که ما دست از این کارها برداریم. اگر کسری داشته باشیم و آن کسری آشکارا مطرح شود، کمی دردآور هم هست، اما اگر در مجلس گفته شود و مقداری دولت و مجلس خود را جمع کنند و راهکاری برای آن جسته شود، بهتر از این است که کسری‌ها را تحت عناوین گوناگون و تکنیک‌های گوناگون پنهان کنیم. نمی‌خواهم بگویم این تکنیک یا شیوه تازه ایجاد شده است، اما در سال‌های اخیر غلظت عجیبی پیدا کرده است. خود این مسأله باعث می‌شود که نتوان داوری درستی هم در سطح مردم داشت و هم دولت و مجلس را دچار مشکل می‌کند و بحران‌های اقتصادی را ادامه‌دار می‌کند.


مهندس موسوی با ذكر اينكه رهبر گرامی انقلاب اعلام کردند که امسال سال اصلاح الگوی مصرف است، گفت: در این رابطه بحث و گفت‌وگوهای زیادی صورت خواهد گرفت و یکی از مهمترین شعارهایی است که در سال‌های اخیر داده شده و واقعا دقت در آن می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند. یکی از مواردی که در آن الگوی مصرف باید بازبینی شود، نحوه مصرف منابعی است که در دست دولت است. دولت دارای بزرگترین منابع است و خود بزرگترین مصرف‌کننده است. دولت باید الگوی مصرفی برای منابع کشور داشته باشد، مصرف منابع کمیاب برای مقاصد کوتاه مدت و اغراض سیاسی فاجعه ایجاد می‌کند.

وی افزود: وقتی از منزلت‌های سیاسی موقعیت‌های خودمان بجا استفاده نمی‌کنیم و برای مقاصد کوتاه مدت و منافع کوتاه مدت استفاده می‌کنیم، باز هم اتلاف منابع داریم.

موسوی آنگاه به موضوع بهره‌برداري غلط سياسي از ورزش و و آسيب‌هاي آن اشاره نمود و گفت: وقتی ما استفاده سیاسی از ورزش می‌کنیم، این رفتار، وجهه زیبای ورزش و مسابقات ورزشی را تبدیل به مسأله سیاسی می‌کند. مثل مسابقات اخیر ما با جمهوری اذربایجان یا عربستان. چرا باید به گونه‌ای رفتار کنیم که باخت یا برد ما از جنبه عادی خارج شود و باخت ما به عنوان باخت نظام در مقابل این یا آن کشور تلقی ‌شود؟ این‌که تلاش می‌شود در جهان تا اندازه ممکن، ورزش از سیاست به دور نگه داشته شود، به دلیل این نوع مسائل است. اینها نوعی اسراف در استفاده از این منابع کمیاب و از این منزلت‌ها و مسئولیت‌هاست که باید این مسأله را در رابطه با هنرمندان، دانشگاهیان و دانشمندان و استادان مورد دقت قرار دهیم.

وی با تأکید بر اینکه مسأله فقط ورزش و ورزشکاران نیستند، افزود: همه گروه‌های مرجع از جمله دانشمندان و دانشگاه‌ها و دست‌اندرکاران تکنولوژی‌های برتر ما در معرض چنین آسیب‌هایی هستند.

موسوي ادامه داد: نظام باید از همه گروه‌های مرجع و همه قهرمان‌هایش تقدیر کرد، بزرگداشت برای همه دانشمندانش داشته باشد تا در جوانان، نیرومندی و توانمندی را رواج دهد و در دانشمندان و استادان دانشگاه برای پژوهش‌ها، نوآوری‌های بیشتری فعال شود، اما وقتی که همه اینها را برای اهداف سیاسی کوتاه مدت به کار می‌گیریم، به شدت به اهداف اصلی کشور در این رابطه‌ها لطمه وارد می‌کنیم.

موسوی در پاسخ به پرسشی درباره پایبندی‌های حکومت در نظام اسلامی گفت: حکومتی که از عنصر مذهب استفاده می‌کند، بار سنگین‌تری بر عهده دارد. صداقت و صمیمیت در این رابطه و استفاده بهینه و درست و مشروع از همین مشروعیت مذهبی یکی از مهمترین مسائل است. استفاده ابزاری از دین و ایمان مردم به مشروعیت نظام آسیب می‌رساند. ما نباید ضعف‌های خودمان را با استفاده از احساسات مذهبی مردم جبران کنیم.

میرحسین موسوی درباره رأی‌های خاموش در جامعه تأکید کرد: این آرا، ترکیبی است. بخشی از این آرا، متعلق به قشرهای پایین دستی است که از همه چیز مأیوس شده است. مشکل درمان، مسکن، ازدواج، اعتیاد و بیکاری در این قشر وجود دارد؛ افرادی هستند که دو شیفت و سه شیفت کار می‌کنند یا زن و شوهرهایی هستند که هر دو با وجود کار و فعالیت مشکلات مالی دارند یا خانواده‌ای هست که فرزندانش به سن کار رسیده‌اند و مشکلات بیکاری، مسکن و ازدواج دارند. این افراد رقم بالایی را در جامعه تشکیل می‌دهند. خدمت به مردم رسیدگی به این قشرهاست.

موسوی تصریح کرد: باید کاری کنیم که امیدی در این قشر ایجاد شود. امروز به مسأله اعتیاد توجهی نمی‌شود. کافی است چشم باز کنیم و ببینیم که این مسأله چگونه بیداد می‌کند.

وی با بیان اینکه احساس خطر کرده‌ام و به صحنه آمده‌ام و با همه نیروهای حزب‌اللهی و طرفدار انقلاب دوست بوده و هستم اظهار کرد: درست این است کسانی که اسلام، ایران و انقلاب را قبول دارند، در کنار هم باشند. ارتباط ما با همه نیروها اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا برقرار است. ما باید سطح دشمنی‌ها را از جامعه کاهش دهیم و صفوف خودمان را برای پیشرفت فشرده‌تر بسازیم.

علی رضا مداحپور یکشنبه شانزدهم فروردین 1388  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
روایت هایی خواندنی از ژنرالی که هیچگاه سربازی نرفت
اخبار
پيغام*هاي گوشي*هاي Nokia و رفع اشكال ايرادات
Nokia 5800 XpressMusic
العربیه و سعی در مبتذل جلوه دادن دختران ایرانی
تاجر روس "سمند ال ایکس" 950 میلیونی با بدنه طلا خريد
پس از مدتها سکوت، زرینچه:عوامل دستگیر شده در عرصه مطبوعات را تحت فشار قرار دهید تا برخی حقایق روشن ش
نرم افزار BitStream Bolt v0.84 - مرورگر اینترنت موبایل با سرعت بالا
بالا گرفتن بحث تباني در فوتبال ايران
دولت به مردم گزارش دهد 270 ميليارد دلار پول نفت كجا و چگونه هزينه شده
درباره وب
من علیرضا مدیریت وبلاگ بزرگراه نوکیارابر عهده دارم و همیشه سعی داشتم تا از همه نوع مطالب راجع به موبایل در وبم استفاده کنم من سعی دارم تا انواع مطالب رو از سایت های مختلف وجی اس ام و دیجی کالا وجی اس ام اریاپیداکنم و در این سایت در اختیارتون قرار بدم لازم به ذکره که وبلاگ من مرجعی در مورد موبایله . امیدوارم از مطالب این سایت حداکثر استفاده رو ببرید و از اونا لذت ببرید . اگه نظر ، انتقاد و یا پیشنهادی هم دارید می تونید در قسمت نظرات ما رو مطلع کنید. موفق باشید! اگر قصد تبادل لینک دارید ان را در نظرات نوشته تا در اسرع وقت به ان برسم

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
شهر خدا
سنترال
روزنامه خراسان
روزنامه اعتماد
مجله تخصصی جنگ افزار
وبلاگ تخصصی موبایل
پایگاه اطلاع رسانی شیرین فراز کرمانشاه
وبلاگ سونی اریکسون
میلیتاری
مدافعان حیوانات
شبه نظامی
انجمن خود سازی
انجمن هوا فضا
افساید
پارس فوتبال
انجمن فضا
سپاه نیوز
انجمن های کامپیوتر
اخبار کامپيوتر ، بازي نرم افزار
فوتبال مدیا
کلوپ
نیرو هوایی ایران
ترفندستان
نوکیا
دنیای فوتبال
تیونیینگ
اواکس
بسیجیان
خبرورزشی
انجمن چوق
روزنامه همشهری
اینترمیلان
تاپ گل
اخبار حوادث روز
انجمن فال
اس ام اس
خداوند میفرماید
قالب وبلاگ

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.rapfa.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

Bahar-20