با تشکر ازوبلاگ سکوت صدا
چفیهای که نمادی از 8 سال دفاع مقدس است و روزی بر گردن غیورترین جوانان ایرانی چشمنوازی میکرد و در صحنه پیکار با دشمن و دفاع از ایرانِ عزیز نماد رزمندگی و مجاهدت بود٬ امروزه به گردن جوانان بازگشته است.
به شخصه آدمی نیستم که دنبال مدِ روز باشد و معمولا ظاهرِ کلاسیک خود را با همان لباسهای آستین بلندِ مردانه و کت و شلوارِ کلاسیک حفظ میکنم اما به حق که این مدِ جدید بسیار توجهم را جلب کرده است به طوریکه همین امروز رفتم چفیه سیاهم را که معمولا در رزمایشها و مناسبتها میاندازمش را از داخل کمد در آوردم و یکم باهاش ور رفتم و تازه فهمیدهام که این چفیه بسیجی خودمان چقدر قادر است در زیر کت و کاپشن مردانه چشمنوازی کند.
واقعا بگویم٬ خوشم اومد و حتی دو تا عکس هم از خودم و چفیهام با تریپِ جدید گرفتم و فکر کنم این تریپ٬ خفنترین تریپِ بسیجیه که تا امروز مد شده!
به نظرم مد شدن نمادهای ارزشی از چند جهت مثبت است:
اول اینکه یادِ شهدا و دفاع مقدس را در ذهن جوانان و نسلی میاندازد که هیچ خاطرهای از آن روزها و آن جوانانِ سابق ندارند و این یک ویژگی مثبت است و نوعی تعلق خاطر را نسبت به جوانان قدیم در جوانان جدید ایجاد میکند.
دوم اینکه مدِ جدید برخلاف مدهای معمول که برگرفته از ارزشهای غربی هستند٬ ارزشهای دفاعی و جهادیِ وطن را ترویج میکنند و این نیز ویژگی مثبتی است.
سوم نیز این است که هیچکس دیگر نمیتواند به دلیل لباس و ظاهرش بر دیگری فخر بفروشد٬ بدان معنا که اگر تا امروز بچه بسیجیها و حزب اللهیها با چفیه انداختن نوعی فخر فروشی ارزشی میکردند دیگر این مرزها برداشته میشود و از آن بابت که دین٬ غیرت و جنم به باطن است نه به ظاهر و جهادِ واقعی در دنیای درون است نه برون٬ این بسیار مهم است که بچه حزب اللهیهایی مثلِ ما٬ بفهمیم که افتادگی شرط اصلی ایمان و تقواست و نباید از روی ظاهر افراد در موردشان قضاوت کنیم و آنها را ناچیز بشماریم. این به خودسازی بیشتر بچه حزباللهیها کمک شایانی میکند تا خود را از مردم و برای مردم بدانند و نه تافتهای جدابافته بدانند.
به خون شهدا قسم که آنها نیز از همین مردم و برای مردم بودند و خودشان را جدا از آنها نمیدیدند٬ شهدای ما خیلیهاشان همان جوانان فشن زمان خودشان بودند٬ لیکن با شروع تهاجم دشمن اسلحه به دست از وجب به وجب خاک این کشور و تشیع دفاع کردند آنهم با خونِ گلگونشان به نظر من ارزشِ واقعی این جوانان٬ یک چفیه یا لباس بسیجی نیست بلکه درک این معانی از ایثار و فداکاری آنهاست.
چفیه را هم میتوان به صورت دسمال گردن استفاده کرد٬ هم به شکل کراواتی و هم به شکلیکه رهبری میاندازند یعنی به صورت هشت ایرانی
قابل پیش بینی است و این احتمال وجود دارد که با گسترش این مد در میان تمامی جوانان ایرانی و استفاده از چفیه در پس زمینه لباسهای نامتعارف با لباس بسیجی و حزب اللهی٬ عدهای از برادران حزب اللهی ما نوعی واکنش دفاعی نسبت به این امر نشان بدهند و ارزشی فرابرتر از یک پارچه معمولی به آن بدهند٬ لیکن نظرِ این حقیر٬ اینست که ارزش واقعی همین پاسداشت جوانانِ قدیم که جانشان را در دفاع از ایران از دست دادهاند است نه هر چیز دیگری.
چرا بنده و دیگر بسیجیها و بچه حزب اللهیها تا امروز چفیههایمان را در خزینه نگاه میداشتیم و تنها در مناسبات و رزمایشها آن را بر دوشمان میانداختیم چرا به جای اینکه ما چفیه را ترویج کنیم٬ دیگران کنند؟
به نظر من برادران حزب اللهی ما بهتر است ابتکار عمل را در دست گرفته ایشان چفیه را در جامعه امروزی و جوانان امروزی ترویج کنند نه کلیپهای رپرها و عکسهای دختران و پسران فشن٬ این بهترین واکنش در برابر مد شدن چفیه است٬ نباید با تقدس دادن بیش از حد به نمادها٬ اصل و حقیقت آرمانهایی که باعثِ نماد شدن اینها شدهاند را فراموش کنیم.
نسل جدید جوانان ایرانی با انداختنِ چفیه جوانان قدیم به دنبال هویت گمگشته خود است و با ارزشهای جوانانیکه هیچ خاطرهای از آنها ندارد احساس همدردی میکند
ما نباید از چفیه انداختن یک بچه سوسول منزجر بشویم چراکه اگر قرار بر انزجار بود٬ چفیه انداختن چاوز و اورتگای کمونیست و ضدِ مذهب تاسف بیشتری نسبت به چفیه انداختن یک جوانِ فشن ایرانی است.
هر چفیهای که بر دوش هر بچه سوسولی بیافتد٬ همینکه او اندکی احساس تعلق خاطر نسبت به گذشته و جوانانِ قدیمی پیدا کند بس است٬ چون همین٬ درون اورا از فراموشی و پشت کردن باز میدارد. هرچند که ممکن است در ظاهر ارزشی برای ارزشهای ما قائل نشود.
از همه دوستان خود٬ حزب اللهی و سوسول٬ بسیجی و فشن٬ دختر و پسر دعوت میکنم به جنبش پوشیدن چفیه بپیوندند.
زنده باد چفیه و زنده باد خون کسانیکه چفیه پوشیدن نمادِ آنهاست.
روح شهدایی که وجب به وجب خاک ایران را با خون خود پاسداری کردند شاد باد و یادشان گرامی.
مهدی مصطفایی
دست هاي پشت پرده اينگونه مي نويسند
![]() فيروز كريمي محق بود كه صداي اعتراض خود را به آسمان ببرد و فرياد بزند كه در استقلال دست هاي پشت پرده اي وجود دارد كه اجازه زندگي و فعاليت به من را نمي دهد . كمتر از يك ماه بعد كريمي مجبور به نگارش اجباري استعفاي خود شد و در حالي كه استقلال را تا پاي فينال جام حذفي هم پيش برده بود ، كنار رفت تا امير قلعه نويي سرمربيگري اين تيم را بر عهده بگيرد . جالب است تصوير شادي همراهان و دوستان رسانه اي امير قلعه نويي پس از پيروزي استقلال در جام حذفي برابر پگاه در تهران ( داخل زمين ) به صورت مستقيم از صدا و سيما پخش شد . شايد بسياري ندانند آن سه يا چهار نفري كه هميشه كنار قلعه نويي زندگي مي كنند ، چه كساني هستند ، ولي تصوير شادي همين نفرات براي مرداني مانند حجازي و كريمي ، به اندازه كافي گويا بود . اينان همان دست هاي پشت پرده امير قلعه نويي شناخته مي شوند .
قلعه نويي برعكس آن چه در رسانه هاي بروز مي دهد ، به مهندسي رسانه ، اهميت ويژه اي مي دهد . بازيگشت قلعه نويي به استقلال ، كافي بود تا همين گروه كوچك ( اما فعال ) در تمامي بخش هاي رسانه رخنه كنند .
*****
يك سايت ( يا به اصطلاح خودشان روزنامه اينترنتي) به صورت كامل منتسب به جريان دلخواه امير قلعه نويي است ، طي 3 ماه گذشته مخبر شايعاتي بي اساس از باشگاه پرسپوليس بوده و به نحوي آرامش و تفكر مربيان و مديريت اين تيم را بر هم زده است . مي توان به نمونه هاي واضحي اشاره كرد .
اول بار شايعه دلال بودن ماركو و اين كه اين برزيلي براي پرسپوليس بازيكن مي آورد و از او براي قطبي پول مي گيرد را مطرح كردند . شايعه شرم آوري كه با واكنش تند سرمربي پرسپوليس همراه شد .
دومين اتفاق به درگيري نيكبخت و قطبي بازمي گشت . جايي كه پرده هاي احترام و شرم و حيا پاره شد و به شكلي نامتعارف با اصول فرهنگي ايراني ، روي خروجي اين سايت چنين ديديم : « نيكبخت به قطبي فحش ناموس داد ! » و آيا نگارش چنين دروغي ابزاري سالم است در دست دوستان امير ؟
سومين مرتبه خبر اخراج قطبي و مذاكره مديران پرسپوليس با لوكا بوناچيچ و حميد استيلي مطرح شد . خبري كه به سفارش مستقيم دشمنان قطبي و البته مدير برنامه هاي لوكا صورت گرفت . شايعه پراكني ها با استقبال خوب روزنامه ها از اين جريان ادامه يافت و هنوز هر روز روي خروجي اين سايت ، خبري از درگيري و دعوا و اخراج مي شنويم .
*****
در روزنامه ها نيز اين جريان مخرب و دلخواه سرمربي استقلال عليه پرسپوليس ادامه دارد . روزنامه اي كه تا چندي قبل به دست منتقدان امير قلعه نويي اداره مي شد توسط يكي از دوستان نزديك و متمول امير اجاره مي شود تا پرسنل اين روزنامه به كلي تغيير كند . در چشم برهم زدني ، امير قلعه نويي روي پيشخوان روزنامه فروشي ها هم يك روزنامه هوادار دارد . روي جلد اين روزنامه ورزشي ( كه اتفاقا نامي هم نام يك رشته كوه نامي در ايران را دارد ) مي توانيم شايعه سرمربيگري قلعه نويي در تيم ملي ( در حالي كه علي دايي خوب كار كرده و خوب هم نتيجه گرفته است ) و يا دروغ سيزدهي مانند مذاكره تيم ملي امارات با امير ( مثل همان شايعه خنده دار سرمربيگري اش در ازبكستان ) و البته اخباري مرتبط با اخراج قطبي ( كه دقيقا از 30 روز پيش تا امروز بدون استثنا هر روز نوشته مي شود ) را ببينيم .
امير قلعه نويي به شكلي آشكارا عليه پرسپوليس جريان روزنامه نگاري خود را به راه انداخته و حتي سعي مي كند خود را بي خبر از تمامي اين اتفاقات نشان دهد . مي توانيم هر روز در باشگاه استقلال ، چهره تك تك اين خبرنگاران را كنار امير قلعه نويي ببينيم .
*****
نمي خواهيم بگوييم امير قلعه نويي جزو مرداني است كه در حرف ادعاهايي ارزشي دارد و اما در عمل چيزي جز اين را نشان مي دهد ، اما رفتار مشاوران مطبوعاتي وي نشان مي دهد كه او دقيقا پيرو تفكري است كه كه مي گويد : « هدف ، وسيله را توجيه مي كند ... » نگاهي به آرشيو اخبار روزنامه ها و سايت هاي دوستان او بياندازيد . جنگ ناجوانمردانه اي آغاز شده است .
|
![]() |
| N85 | |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گوشي هاي متناسب با جاوا :
اين دسته از گوشي ها قابليت اجراي نرم افزارهاي جاوا و بازي هاي جاوا را دارند . تقريبا تمامي گوشي هاي حال حاضر در بازار قابليت اجراي اين دسته از فايل ها را دارند . فايلهاي جاوا به فرمت jar مي باشند . تمامي گوشي هاي نوكيا ، تمامي گوشي هاي سوني اريكسون و اكثر گوشي هاي سامسونگ ، موتورولا و LG مي توانند اين دسته از برنامه ها و بازيها را به راحتي اجرا كنند.
گوشي هاي سري 40 :
در اين قسمت گوشي هاي سري 40 نوكيا قرار مي گيرند . ما تم هاي مربوط به اين سري از گوشي ها را در قسمت تم هاي نوكيا سري 40 و بازيها و نرم افزارهاي آن را در قسمت بازيها و نرم افزار اي جاوا قرار داده ايم . در زير ليستي از اين گوشي ها را مشاهده مي كنيد :
Nokia 2600 , 2600cn , 2650 , 2651, 3100 , 3100B , 3105 , 3108 , 3120 , 3120B , 3125 , 3200 , 3200B , 3205 , 3220 , 3300 , 3300B , 3560 , 5100 , 5100A , 5140 , 5140B , 5140i , 6020 , 6020b , 6021 , 6030 , 6100 , 6108 , 6200 , 6220 , 6225 , 6230 , 6230B , 6230i , 6270 , 6280 , 6610 , 6610i , 6800 , 6800A , 6810 , 6820 , 6820B , 6820i , 6822 , 6822B , 6830 , 7200 , 7200B , 7210 , 7250 , 7250i , 7260 , 7280 , 8800 , 8801
گوشي هاي سري 60 :
در اين قسمت گوشي هاي سري 60 ورژن 1 و 2 قرار مي گيرند . ما برنامه ها و بازيهاي مربوط به اين سري از گوشي ها را در قسمت بازيهاي سري 60 و برنامه هاي سري 60 قرار داده ايم . در زير ليستي از اين گوشي ها را مشاهده مي كنيد :
Nokia 3230 , 3600 , 3620 , 3650 , 3660 , 6260 , 6600 , 6620 , 6630 , 6670 , 6680 , 6681 , 6682 , 7610 , 7650 , N70 , N90 , Panasonic X600 , Panasonic X700 , Panasonic X800 , Sendo X , Sendo X2 , Siemens SX1 , Siemens SX2 , Lenovo P930 , Samsung D730, N-Gage, N-Gage QD
اين گوشيها علاوه بر اجراي فايلهاي سري 60 قابليت اجراي برنامه ها و بازيهاي جاوا را نيز دارند .
گوشي هاي سري 60 ورژن 3 :
در اين قسمت گوشي هاي سري 60 ورژن 3 قرار مي گيرند . ما برنامه ها و بازيهاي مربوط به اين سري از گوشي ها را در قسمت بازيهاي سري 60v3 و برنامه هاي سري 60v3 قرار داده ايم . در زير ليستي از اين گوشي ها را مشاهده مي كنيد :
Nokia 3250 , 5500 , E50 , E60 , E61 , E62 , E70 , E90, N71 , N73 , N75 , N80 , N91 , N92 , N93 , N95 , 5700
اين گوشيها علاوه بر اجراي فايلهاي سري 60v3 قابليت اجراي برنامه ها و بازيهاي جاوا را نيز دارند .
باتشکر از اسان دانلود
اگر از گوشی های موبایل نوکیا استفاده میکنید حتما با مشکل زود تمام شدن شارژ باتری مواجه شده اید، درست است که کارخانه نوکیا با این همه امکانات متعددی که در گوشیهایش قرار میدهد باید به فکر استفاده از باتری های قوی تر باشد، اما نحوه استفاده کاربران نیز خود میتواند در افزایش زمان شارژ گوشی بسیار موثر واقع شود.
در زیر بعضی از دلایل کاهش عملکرد باتری های نوکیا را به اختصار ذکر میکنیم که با رعایت آنها میتوانید زمان استفاده را تا چندین برابر بهبود ببخشید.
- صحبتهای بسیار طولانی
- عدم خروج از مرورگر اینترنتی و پیغام رسان فوری بعد از اتمام کار
- روشن ماندن بلوتوث
- استفاده مداوم و طولانی از مولتی مدیا پلیر
- استفاده از حداکثر توان اسپیکرهای برای مدت طولانی
- افزایش میزان روشنایی صفحه نمایش و مدت زمان روشنایی آن
- باز گذاشتن برنامه های سنگین غیر ضروری و عدم خروج از آنها
- روشن ماندن دوربین و استفاده از نور فلاش آن
- روشن ماندن GPS
- استفاده طولانی مدت از بازی های موجود در گوشی
- ارسال بیش از حد SMS
- خاموش نکردن گوشی در مواقع غیر ضروری
- خاموش نکردن لرزاننده در موارد غیر ضروری
- عدم درست و کامل شارژ کردن باتری
البته به این نکته هم توجه کنید که باتری ها بعد از یک دوره کارکرد معین طول عمرشان کاهش میابد و دیگر نمیتوان همانند روزهای اول کارایی لازم را از آنها انتظار داشت، پس در مواردی که حس کردید باتری گوشی دیگر نمیتواند بدرستی کار کند و توان آن بشدت کاهش یافته بهتر است اقدام به خرید یک باتری جدید نمایید.
همچنین فراموش نکنید که کارخانه سازنده هر از چند گاهی بروز رسانی های نرمافزاری جدیدی برای Firmware گوشی های خود ارائه میدهد که باعث رفع اشکالات موجود و بهبود عملکرد آن میشود
قبول کردنی نیست که چرا بهترین هفتهنامه خبری – تحلیلی تاریخ مطبوعات ایران را که به نوعی «تایم یا نیوزویک ایرانی» محسوب میشد را توقیف کردهاند؟
نمیدانم که این خبرها درست است یا نادرست، اما اگر درست باشد واقعا اُف بر آن هیات نظارت بر مطبوعاتی که تاب و تحمل یک هفتهنامه حرفهای، پر محتوا و جذاب را در این بازارِ کسادِ مطبوعاتی ایران ندارد.
اینها مگر نمیدانند که وجود اینگونه مجلات حرفهای در حقیقت به نفع خودشان است نه مخالفانِ نظام، تازه از همه اینها گذشته این هفتهنامه بیشترین سعی را در رعایت بیطرفی داشته است و در همه شمارههایش نظرات اصولگرایان را نیز به طور گسترده بازتاب داده است. من واقعا دلیل این کارِ احمقانه را نمیدانم!
من واقعا نمیدانم که از این به بعد باید نیازهای رسانهایام را از کجا برطرف کنم، آیا باید دست به گریبان رسانههای خارجی بشوم؟
آیا آقایانی که شهروندِ امروز را توقیف کردند به این فکر کردهاند که جوانان ایران را با بستن چنین رسانههایی به سمت رسانههای خارجی هول میدهند؟
بسیار نارحت و عصبانی هستم و فکر نکنم به این سادگیها دیگر دل و رمقی پیدا کنم که به طرف دکه روزنامه فروشی بروم.
امیدوارم هرچه سریعتر این هفتهنامه وزین رفع توقیف شود.
مهدی مصطفایی
در حالي که رئيسجمهوري و هيأت دولت در چهل و هشتمين سفر استاني خود، ميهمان مردم آذربايجان شرقي هستند، آمارهاي گوناگوني از مقامات محلي درباره ميزان پيشرفت مصوبات دور نخست سفر ارايه ميشود.
پس از مشخص شدن زمان دقيق سفر دوم رئيسجمهوري به آذربايجان شرقي، ظهر روز دوشنبه گذشته، معاون سياسي و امنيتي استاندار آذربايجان شرقي در يک کنفرانس مطبوعاتي ميزان پيشرفت پروژههاي استاني را 96 درصد اعلام کرد.
اکبر غفاري در پاسخ به اين که چرا آمار ارايه شده از سوي او با آمار پيشين معاون عمراني متفاوت است افزود: اين آمار نيز از سوي همين معاونت عمراني در اختيار اينجانب گذاشته شده است.
به فاصله دو روز از اين مصاحبه احمد عليرضا بيگي، استاندار آذربايجان شرقي نيز در گفتوگو با رسانه ملي ميزان پيشرفت پروژههاي دور نخست سفر رياستجمهوري را 95 درصد اعلام کرد.
با اين حال، اما کاهش آمار ميزان پيشرفت پروژههاي نخستين سفر دولت نهم در سال 85 به آذربايجان شرقي ادامه دارد، به گونهاي که در آخرين آمار ارايه شده، اين رقم به 94 درصد کاهش يافته است!
با توجه به آنچه گفته شد، در حالي که با گذشت زمان اصولا بايد ميزان پيشرفت پروژهها روند صعودي داشته و به سمت تکامل پيش رود، به نظر ميرسد ميزان اجرايي شدن پروژههاي دور نخست سفر دولت نهم به اين استان سير نزولي يافته است!
با اين شرايط، اين پرسش مطرح ميشود که چرا مقامات آذربايجان شرقي درباره يک بحث واحد آمارهاي متفاوتي ارايه ميکنند؟
آيا اين موضوع موجب دلسردي و کاهش اعتماد عمومي به نتايج سفر نخواهد شد؟


%20Nokia%20-%20N85_files/nokia-n85.jpg)
%20Nokia%20-%20N85_files/commingsoon.gif)