به گزارش روزنامه جوان، در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى(ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزدو در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى(ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود ياسرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ -نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثرواژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً باهمين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكراست، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات،اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرايى تصويرى صهيونيستى اين سريال است. اگر نقشه چوسان قديم كه روى پوست ترسيم شده را ديده باشيد فقط كافيست نقشه فرضى ارض موعود صهيونيست ها (نيل تا فرات) را قبلاً ديده باشيد تا از اين شباهت بى اندازه به شگفت آييد. در پس زمينه سكانس هاى مختلف اين سريال با ستاره شش گوش يا تصاوير متعدد پرچم هايى داراى نقش خورشيد كه نماد ارض موعود صهيونيست هاست، مواجه مى شويد.
نقش «كابالا» يا عرفان و سنت شفاهى يهود و پيشگويى هايشان در اينسريال غوغا مى كند. گويا قرار نيست هيچ تصميمى بدون اذن پيشگوهاى زن اين سريال انجام گيرد. لابد آنها هم حداقل يك «نوستراداموس» يا «ربى يهودا»،«ارى مقدس»، «ربى شمعون» و ديگر كاباليست هاى يهودى لازم دارند تابرايشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پيشگويى كنند و از آينده روشن قومشان بگويند. تاكيد بسيار بر مساله پيشگويى، پرده از نيتى شوم و شيطانى بر مى دارد كه آن چيز جز نامگذارى دهه دوم قرن بيست و يكم به نام دهه كابالانيست.
آنچه در اين سريال و ديگر فعاليت هاى فرهنگى - رسانه اى يهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پياده شدن مفاهيم دلخواهشان است. همان گونه كه فيلم ها، سريال ها و آوازه خوانى هاى سبكمتال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنيسم كه همانSatanism يا شيطان پرستى بود، آماده كرد.
جومونگ كه گويا «ماشيح يهود» بوده و قومش نيز همان فرزندان برترخداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنايت الهى است و حتى همچون پيامبران بنى اسراييل (طالوت و داوود)،خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بردشمنان بسيار خود از امپراتورى چينى ها (هان) پيروز مى شود.
نقش زنان در اين سريال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را بهياد پيامبران زن هفتگانه يهود يا حداقل ديگرانى چون ريوقا، ساره، يائل و... مى اندازد. شخصيت بانو «سوسانو» بسيار شبيه «دبورا» پيامبر زن يهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطيم از مجموعه عهد عتيق برسربازان سيسرا پيروز مى گردد يا اقدامات تجارى وى «گراسيا ناسى» زن تاجرمعروف يهودى و عامل اصلى نفوذ يهوديان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سويا (همسرجومونگ) نيز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس ازبازگشت به خاطر اهداف عاليه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند،انسان را ياد داستان «هدسه» كه بنابر فيلم صهيونيستى «يك شب با پادشاه» بهزور از خانه عمويش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشايار شاه درآمد، مىاندازد.
در بررسى شخصيت هاى زن اين سريال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ايران،مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ايرانى را فراهم كرد، بگذريم (كه شرح آن در دفتر استر ازمجموعه عهد عتيق آمده است)، به ياد «ركسلانه» يا «خرم سلطان» يهودى مىافتيم كه با نفوذ در دربار سليمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و باقتل وليعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سليم دوم و شعله ور شدن آتشفتنه جنگ هاى ايران و عثمانى شد. در ديالوگ هاى اين سريال، فراوان عبارتآوارگى، اسارت، سرزمين مادرى و تاريخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى يادآور فرازهايى از تورات است.
جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشير فولادى، بمب هاى آتشزا و ... عليه دشمنان خود استفاده كند تاجايى كه بيننده، اين برترى تسليحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.
دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چينى ها يا همان «هان» است كه سربازهايش با پرى كه روى كلاهخودهايشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نيستند.منطقى هم به نظر مى رسد. بايد در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چينى هاى كمونيست در مقابل ايالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختيار جمعيت حداكثر ۶درصدى يهوديان است، ايستاد. يكى از اين راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمريكا و اسراييل در حياط خلوت چين است.
توجه بيش از حد اين سريال به مقوله تجارت، بى شك براى يهوديان زرپرست،زيبنده تر است تا شينتويست ها و مائويست هاى روح گراى شرق آسيا، شايد هم صهيونيست نمى تواند قبول كند كه پيروان مكتب كمونيسم (چين) امروز اينگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.
لابد كره هم به عنوان هم پيمان ايالات متحده و اسراييل با توجه بيش ازحد به مقوله تجارت در اين افسانه تازه ساز (!) به دنبال ايجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازير كردن هر چه بيشتر توليدات خود در كشورهاى هدف (مانندايران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ ميليارد دلارى بين ايران و كره ونيز داشتن مقام سوم صادرات به ايران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هرچه بيشتر به سوى اين مرز پرگهر جلب كرده است.
اين در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بين المللى همداستان با آمريكا و اسراييل، فعاليت هاى صلح آميز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا بايد بازارمان را در اختياركشورى بگذاريم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته اين تنها گزارهاقتصادى - تجارى اين مجموعه نيست بلكه موارد ديگرى همچون نقش شركت گوگل درالقاى تبليغات غير مستقيم نيز در اين سريال مشهود است.
آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنياد جومونگ «گوگورى يو» نام گيرد،بيننده را به ياد تبليغات و شايعات گسترده مبنى بر تاسيس كشورى به نامگوگورى يو يا گوگ لند در جزيره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» دراقيانوس آرام از سوى مديران گوگل مى اندازد.
البته شايد سخت باشد اگر بگويم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى استيا اينكه نرم افزار google earth هيچگاه آنگونه كه پايگاه اتمى نطنز را بهوضوح مشخص كرده پايگاه اتمى ديموناى اسراييل را به دلايل امنيتى تصويرنكرده است. نمى دانم شايد اين هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو وجومونگ باشد!
البته با تمام تلاش و زبردستى كه نويسندگان و دست اندركاران كره اى-اسراييلى اين مجموعه به خرج داده اند، هيچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصيت ها و كاراكترهاى اين سريال مانند «مگول»، «يا گاك» و «ماگاك» را كهاز ديدگاه ترمينولوژى يا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «ياجوج» و «ماجوج»خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت اين اسامىقتل و غارت، خونريزى و توحش نهفته است. البته بد نيست بدانند كه مردماناين سرزمين همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنابر برخى تفاسير اين ذوالقرنين يا كوروش ايرانى بود كه اسلاف و اجداد آنهايعنى ياجوج و ماجوج را از اين سرزمين بيرون راند. به هر حال اگر يكى ازقسمت هاى اين سريال را از دست داديد، چندان نگران نباشيد چون صدا و سيماآن را سه بار برايتان پخش خواهد كرد!
منبع:جوان






















پادگان دوكوهه : پادگان سردار سپاه اسلام ، حاج احمد متوسليان ،پس از خرم آباد، در پنج كيلومتري انديمشك ، در كنار دهستان دوكوهه واقع است . لشكر 27 حضرت رسول (ص) كه در اوايل جنگ ، تيپ بود و به فرماندهي حاج احمد متوسليان كه بعداً در لبنان به دست عوامل رژيم صهيونيستي و اشغال گر قدس اسير شد اداره مي شد ولشگر ده سيدالشهدا، كه از نيروهاي مردمي بسيج تهران و كرج تشكيل مي شدند، در اين پادگان سازمان دهي و پشتيباني مي شدند.
كرخه ي نور: اسم اصلي اش در شناسنامه ي طبيعي و جغرافياي نظامي ، كرخه ي كور بود. رودخانه اي در جنوب كشور كه نزديك ترين شهر به آن انديمشك است . اين رودخانه در اوايل جنگ تحميلي بسترشهيدان بي شماري گشت . بال و پرهاي شكسته و لاله هاي نشكفته پرپر فراواني را به دوش خود تشييع كرد و به آغوش دريا سپرد. آن قدركه وقتي با چلچراغ وجود اين جواهر بي بديل ، يك پارچه نور و نورباران شد، اسمش را عوض كرد و ديگر كسي نتوانست او را كرخه ي كور صدا كند.
سايت هاي 4 و 5: اين سايت ها متعلق به نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران است و در ضلع غربي شوش قرار دارد كه درروزهاي اول جنگ تحميلي به اشغال عراق درآمد. با توجه به بهره برداري هاي نظامي ارتش متجاوز عراق از اين سايت ها (مقرفرماندهي عراق در منطقه ي غرب رود كرخه ) رزمندگان اسلام براي آزادسازي اين منطقه در عمليات فتح المبين با مقاومت سرسختانه مواجه شدند؛ امّا پس از يك نبرد سنگين ، موفق به آزاد سازي سايت هاي مذكور شدند و اين آزادسازي باعث تضعيف شديدروحيه ي ارتش متجاوز عراق شد. دشمن كه موقعيت خود را بسيارمستحكم مي ديد، مغرورانه ادعا كرده بود: در صورت تسخير سايت توسط ايرانيان ، كليد بصره به آن ها داده خواهد شد. در اين حال لشگرتوانمند 27 حضرت رسول (ص)كه در آن زمان تيپ بود و به فرماندهي حاج احمد متوسليان اداره مي شد، پس از آزادسازي دشت عباس به سايت هجوم آورد و آن را فتح كرد.
تقاطع جاده ي جفير ـ خرمشهر و اهواز: جاده ي جفير به سمت منطقه ي عملياتي خيبر و بدر قرار دارد. نقاط اين مسير عبارت اند از: ـ دژ احداث شده در اول جاده ي سه كيلومتري پادگان حميد، براي ايجاد سد دفاعي در زمان جنگ ؛ ـ پاسگاه برزگر، محل قرارگاه هاي تاكتيكي مختلف ؛ ـ سه راهي فتح ؛ ـ موانع و ميادين مين و سيم هاي خاردار؛ ـ منطقه ي هورالعظيم ؛ كه پل خيبر و جاده ي سيدالشهدا(ع) به طول سيزده كيلومتر در هورالعظيم در زمان عمليات خيبر احداث گرديد؛ ـ شط علي ، پد قايق هاي به كار گرفته شده در عمليات خيبر ويادآور حماسه هاي عمليات آبي ـ خاكي رزمندگان اسلام ؛
شلمچه : منطقه ي مرزي شلمچه ، در منتهي اليه غرب خرمشهرواقع شده است . از جنوب و غرب به عراق وصل است و خودش دريك زاويه ي قائمه اي كه بدين شكل ساخته شده ، قرار گرفته است .دشت شلمچه تا عمق خاك عراق ادامه دارد. به ادامه ي شلمچه در آن طرف مرز، شلمچه ي عراق مي گويند. جزاير مجنون (خيبر)، كانال هاي زوجي و پرورش ماهي و نهرهاي جاسم و دوعيجي در شلمچه ي عراق واقع است . محور اصلي تهاجم ارتش عراق به سمت خرمشهر وشرق كارون ، شلمچه بود. عراق توانست با اعزام چندين لشكرمكانيزه ، پياده و زرهي ، پس از سي و پنج روز جنگ ، خرمشهر رااشغال كند و با عبور از رودخانه ي كارون ، خود را به جاده ي آبادان ـماهشهر برساند.
مسجد جامع خرمشهر: نقطه ي اصلي مقاومت سي و پنج روزه ي رزمندگان اسلام و يادآور فتح و پيروزي عمليات هاي بيت المقدس وخرمشهر در طول سي و پنج روز مقاومت ، مركز فرماندهي و ستادنيروهاي مردمي بود، هم آهنگي ها در آن جا صورت مي گرفت ؛ تبادل اخبار، تجهيز، تسليح و آموزش رزمندگان ، مداواي اورژانسي مجروحين و نگه داري موقت شهدا. در مقابل مسجد جامع خرمشهر،ميدان بزرگي براي تجمعات و برگزاري مراسم هاي دفاع مقدس توسط بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس احداث شده است .
آبادان: اين شهر از شهرهاي مهم خوزستان است كه از روز اول جنگ تحميلي ، زير آتش مستقيم توپ خانه ، ادوات و حملات هوايي عراق قرار داشت و خسارات سنگيني به منازل ، اماكن و پالايشگاه آبادان وارد گرديد.
بهمن شير: رودخانه اي است كه در حدفاصل خرمشهر و آبادان ازكارون منشعب مي شود و به خليج فارس مي ريزد. اروند، كارون وبهمن شير با ايجاد كمربندي از آب ، منطقه ي آبادان را تبديل به جزيره كرده است . بهمن شير در دفاع از آبادان نقش مهمي ايفا كرد. شمال اين رود شاهد نبردهاي بزرگي از جمله نبرد ثامن الائمه (ع) بوده است .هم چنين نيروهايي از دشمن كه با عبور از بهمن شير وارد ذوالفقاريه ي آبادان شدند، تلفات بسياري ديدند.
خانه ي پاسداران : اين مكان (سپاه پاسداران پاوه ) نقطه ي اصلي مقاومت پاسداران بومي و غير بومي و نيز شهيد دكتر مصطفي چمران در حادثه ي سال 1358 است . در اين حادثه ، تعداد زيادي ضدانقلاب وگروهك ها، شهر را به محاصره درآورده ، براي تصرف مهم ترين سنگرمقاومت پاوه ، مقر سپاه حملات زيادي انجام دادند كه بر اثر مقاومت و دفاع ، برادران پاسدار با دادن چهل و چهار شهيد و شانزده مجروح بافرماندهي شهيد چمران پس از فرمان تاريخي حضرت امام (ره)درمرداد 1358 عوامل ضدانقلاب را شكست دادند.
ارتفاعات بازي دراز: (ضلع غربي شهر سرپل ذهاب )؛ اين ارتفاعات در ابتداي جنگ به اشغال دشمن درآمد و پس از چند ماه طي يك عمليات متهورانه ، در تاريخ سوم ارديبهشت 1360 آزاد گرديد.
روستاي گور سفيد: (ده كيلومتر به گيلان غرب از طرف قصرشيرين )؛در روزهاي نخست جنگ تحميلي مردم اين روستا به وسيله ي چوب و چماق، نيروهاي دشمن را وادار به عقب نشيني كردند.
امام خميني (ره):


